نمایشگاه طراحی و سیاه مشقهای مهدی احمدی جمعه ۳۱ اردیبهشت ماه افتتاح می شود و تا ۱۴ خردادماه علاقمندان میتوانند هر روز از ساعت ۱۶ تا ۲۰ از این نمایشگاه در گالری «نشاط» واقع در میدان آرژانتین، بلوار بیهقی، بالاتر از کوچه ۱۴ شرقی پلاک ۱۳ بازدید کنند.
پرستو رجایی، برگزارکننده این نمایشگاه مینویسد: مهدی احمدی وقتی دست به طراحی میبرد، نقاشی میکند و مرز بین آنها در کارهای او محو میشود. دغدغهی او در این مجموعه ریتم، کمپوزیسیون جدید، تاکید و شخصیت بخشیدن به هریک از خطوطی ست که در طراحیهایش استفاده میکند. مخلوق ذهن او دیگر خطوط هستند، نه فیگورها. انتخاب خطوطی که بیش از همه بیانگر باشند و بیش از پیش لرزش درونی او را انتقال دهند. خطوطی که موجب ترکیب بندی و رسیدن به درکی متفاوت از فضا و فیگور به وسیلهی ایجاد فضاهای مثبت و منفی فعال، شده است، بر اثر شانس یا نوعی هیجان آنی کشیده نشدهاند. بلکه هرکدام نتیجهی مشاهدات و تحقیقاتی بوده است که او بر روی سیاه مشقهای عماد الکتاب و میزرا غلامرضا اصفهانی داشته است. این سیاه مشقها، تأثیر خطهای رضا عباسی و ذهن خلاقهی هنرمند بر هم منطبق شده و مجموعهی پیش رو را خلق کرده است. او برای رسیدن به ریتم، جسورانه جزیبات را بیش از پیش پالایش کرده و با کشیدن هر خط و تکرار فرمها در جهات مختلف، با استفاده از ابزار کار خودش، به ریتم زیبایی در فضا و خلق فیگورهایش رسیده است. جایی که لازم است، رنگ را تعمداً کنار میگذارد؛ لزومی که از دیدی آموخته شده نشأت میگیرد. او لحظه به لحظه باید در گذاشتن خطوط مناسب و مقدار تکرار آنها انتخاب کند و این تصمیم نهایی دربارهی خطوط از مبانی تثبیت شده در ذهنش تغذیه میکند و در جایی هم که نیاز است حساسیت آدمی را به جنبش درآورد، آبی زیبا، سبز زیبا و قرمز زیبا را به کارش اضافه میکند.
مهدی احمدی هنرمندی است که پیش از این که بازیگر باشد، نقاش بوده است. او سالها پیش با شاگردی هنرمندانی همچون غلامحسین نامی، مرتضی ممیز، گیزلا سینایی، فرح اصولی و... وارد عرصه هنر شد و با حضور در فیلمی از خسرو سینایی وارد عرصه سینما شد. مهدی احمدی، فارغ التحصیل گرافیك دانشگاه هنر تا به امروز ۱۰ تا نمایشگاه انفرادی و ۳۲ نمایشگاه گروهی برگزار کرده است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 5:15
سعید معیریزاده نقاشی است که نگارگری درس میدهد. به ادبیات علاقه خاصی دارد و برای خلق آثار جدیدترین نمایشگاهش که این روزها در گالری «ساربان» برپاست دو سال وقت گذاشته تا «هفت پیکر» نظامی را بخواند.
خوانشی که او از این شاهکار ادبیات قرن ششم هجری روی بوم دارد و در دو بخش و دو طبقه گالری «ساربان» به نمایش در آمده فرمی عجیب دارد؛ از این منظر که او از ادبیات کهن و سنت و فرهنگ ایرانی برای نقد موضوعات روز هنر معاصر و حتی سیاست بهره گرفته است.
معیریزاده در این مجموعه آثار داستان بهرام گور را روایت میکند اما اولین تابلویی که در نمایشگاه جلب توجه میکند با جمله welcome to Hollywood نقاشی شده است. تمام تابلوها پر است از نمادهای آشنای دنیای معاصر که البته بیشتر آنها از فرهنگ دهههای اخیر آمریکا نشات گرفته است.
معیریزاده در این باره میگوید: دوران بهرام گور تقریبا جزو آخرین امپراطوریهای ایران است و من خواستم از آن امپراطوری تا امروز که اوباما فکر میکند بزرگترین امپراطوری را رهبری میکند، پل بزنم. من این فاصله و گسست زمان را در آثارم طی کردم؛ یک افق زمانی که پر است از نشانههای تکراری و آشنایی مثل جنگ و ظلم.

در میان تابلوهای معیریزاده که حرکت میکنید باید از هفت پیکر و اسطوره بهرام گور بدانید و از نشانههایی که او در نقد روزگار معاصر برای هجو آن در کارهایش به کار برده است، آگاه باشید. حتی وقتی رو به روی مهمترین تابلوی این نمایشگاه که تصویری از جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان را به رخ میکشد میایستید باید درباره حسین بهزاد و یکی از تابلوهای معروف او بدانید و همین طور درباره قصر خورنق و حتی مهندسی که آن را ساخت.
در واقع ارجاعات بیرونی در آثار او بسیار زیاد است. میپرسم: نگران نیستید با اینهمه ارجاعات به جز آن بخش زیباییشناسانه کار و قدرت طراحی و رنگ گذاری در آثارتان کسی متوجه عمق منظور در بازی با این استعارهها نشود؟ میگوید: حرف من این است که هالیوود و غرب در حال ساختن اسطوره برای ما هستند و در تابلوی مربوط به جواد ظریف هم که چهره متفاوتی از اوست و آن لبخند همیشگیاش را ندارد، انگار دارند شمایلی از او را میسازند. اینجاست که آن ارجاعاتی که شما میگویید به کارم میآید. بله من نگران فهم نشدن خوانش اصلی آثارم هستم ولی همانقدر که من باید تلاش کنم تا به زبان جامعه نزدیک شوم این تلاش باید دو سویه باشد. نمیشود من عاشق مردمم باشم و مردم عاشق هنر نباشند. من میتوانستم سراغ یک سری پارادایمهای تکراری در اسطوره و فرهنگمان بروم اما به نظرم دیگر جامعه از این پارادایمها اشباع شده است. از طرفی باید از پارادایمهایی استفاده میکردم که معاصر باشد اما خیلی از این پارادایمها متعلق به ما نیست. من میخواهم مسالهای که میگویم مساله جامعه خودم باشد.

میپرسم این مساله چیست؟ پاسخ میدهد: اینکه من قرار است هویتم را از کجا کسب کنم؟ آیا راهی بهتر از همان ادبیات و فرهنگ دیرینه مان وجود دارد؟ اگر هم می خواهیم چیزی را تغییر دهیم باید اول آن را بشناسیم. برای همین است که دو سال وقت میگذارم تا هفت پیکر نظامی را بخوانم. به نظرم نظامی یک غول است که میان دو غول دیگر یعنی فردوسی و مولانا قرار گرفته است. فردوسی همه چیز را حماسی میبیند و اسطورههایش بیشتر جنگها و احوالات بیرونی دارند و مولانا به عرفان و درون میرسد. این میان نظامی اسطورهای مثل بهرام گور را از فردوسی وام میگیرد ولی بیشتر احوالات درونی برایش مهم است.
او ادامه میدهد: ما باید این فرهنگ و روند را بشناسیم، اما در جامعه ما هیچ چیز انگار برای هیچ کس جدی نیست. برای وزیرش جدی نیست. برای دانشجو و سیستم آموزشی جدی نیست. برای صدا و سیما جدی نیست و برای مردم هم جدی نیست.
معیریزاده همچنین میگوید: من نمیتوانم آن ایجاز کلامی و پیچیدگیهای روایی نظامی که به واقع جواهرسازی کرده با کلمات روی بوم پیاده کنم اما سعی خودم را میکنم.
پیش از آنکه به حرفهای کلی تر برسیم به طبقه بالا میرویم. آنجا داستان به کلی فرق دارد. هفت تابلو که با کلافهای کاموایی شکلی از آباژور را بازسازی کردهاند با هفت رنگ خودنمایی میکند. این بخش بیشتر یک کانسپت را ایجاد کرده است. معیریزاده درباره این بخشِ به قول خودش زنانه میگوید: یک جایی در هفت پیکر، بهرام پاداشی میگیرد و دری به رویش باز میشود که به شکل تمثیلی هفت همسر که قرار است او را به تکامل برسانند در مسیرش قرار میگیرند. اینها از شنبه که شاهزادهای هندی است و رنگش هم سیاه است شروع میشود و به جمعه که شاهزادهای ایرانی و رنگش سپید است میرسد. در واقع هر کدام از اینها در مسیر تکامل بهرام هر شب قصهای برای او میگویند و من از این فرم استفاده کردم که هم قابل کار کردن است و هم نمادی از روشنایی در دل شب است و این زنها نیز چنین میکنند؛ همان کاری که شهرزاد میکرد.
سوال میکنم عنوان «هفت پیکر و کاپیتان ظریف پیش از فتح آمریکا» از کجا آمده است؟ جواب میدهد: شما در انگلستان بگویید شکسپیر اکثرا او را میشناسند ولی اینجا ما از اسطورههایمان چه میدانیم؟ پس خیلی نمیتوانستم روی عنوان بهرام گور مانور بدهم. این خودش یک طنز است دیگر!
در انتها از او درباره علاقهاش به ادبیات میپرسم و میزان اهمیت این تاثیر پذیری. میگوید: شخصا در دوازده سالگی به دیدن فیلمی رفتم به اسم هملت. دوازده بار آن فیلم را دیدم و فهمیدم زندگی جایی خارج از محاورات روزمره مردم است. فهمیدم در میان زندگی روزمره هر کس به چیزی علاقه دارد و من دوست داشتم خارج از روزمره گی باشم. البته نقاش شدم چون بلد نبودم بنویسم! اما این را بگویم شاید برایتان جالب باشد. یک دوستی در استرالیا دارم که استاد ادبیات است. میگوید آنجا ابتدای سال به دانشجو یک کتاب کلاسیک معرفی میشود که طی هفت سال آشنایی کامل با آن کتاب پیدا میکند. مجبور است آن را با انواع آثار دیگر مقایسه کند و اینگونه مجبور است تعداد زیادی اثر بخواند و بر آنها مسلط شود. من خودم به دانشجویانم میگویم بروید هفت پیکر را با وداع با اسلحه همینگوی مقایسه کنید. ببینید دیدگاه کهن با دیدگاه رئالیستی چه فرقی دارد. در این روزگار ما فست فودی شدهایم برای همین همه میگویند مثلا چرا اینهمه سال وقتت را برای یک نمایشگاه می گذاری؟ اینکه باید نقطه قوت باشد! اما میشود نقطه ضعف. به نظرم ما آدمهای قدرشناسی نیستیم و این قدرناشناسی ما را جلو نمی برد. اکثر هنرمندان امروز دنبال ثروت و شهرت هستند و معنا، مفهوم، فلسفه، تجربه و مردم این میان چه میشود نمیدانم.
سعید معیریزاده، متولد بهار ١٣۴٢ است که فعالیتهای جدی هنری خود را از سال ١٣۵٨ با طراحی و رنگ روغن آغاز کرد و در کنار کار خوشنویسی به نقاشی ایرانی روی آورد. در پیمودن مسیر هنری به مرور به سمت ارایه مفاهیم شخصیتر سوق یافت.
علاقمندان می توانند تا سوم خرداد برای بازدید از این نمایشگاه به گالری ساربان واقع در خیابان شهید بهشتی،خیابان صابونچی(مهناز)،کوچه مهماندوست، شماره ۸ مراجعه کنند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 5:15
نمایشگاه طراحیهای کریم بخشی در پردیس چارسو برگزار میشود.
کریم بخش مجموعه ای از طراحیهای خود را از 31 اردیبهشت تا 31 خرداد در پردیس چارسو در معرض فروش قرار میدهد.
در این نمایشگاه که روز جمعه 31 اردیبهشت ساعت 16 افتتاح میشود تعداد 42 اثر از طراحیهای این هنرمند با قیمت هر تابلو 100 هزار تومان در طبقه ششم پردیس چارسو به فروش میرسد.
کریم بخشی در یادداشت ورودی این نمایشگاه آورده است: "نزدیک به سه سال است كه به بهانه بهار، طراحیهایم را با هدف ورود آثار هنری به خانههای مردم و زندگی روزمره آنها، با قیمتی ارزان و از طریق فضای مجازی به عموم عرضه داشته و طراحیهایم را بدون واسطه به دست آنان رساندهام. اکنون در بهار 95 پردیس چارسو به عنوان مجموعهای که اهداف، فعالیتها و فضای معماری خاص آن به گونهای است که خود را با هنرمند و مخاطب همراه میکند و محیطی برای ارتباط مستقیم مخاطب و اثر هنری به وجود میآورد، از این جریان استقبال و فضای برپایی حراجنمایشگاهی از طراحیهایم را فراهم کرده است."
کریم بخشی متولد 1363 در استان مرکزی است. او که از سال 84 تا 91 در کلاسهای احمد وکیلی حضور داشته تا کنون در نمایشگاه گروهی متعددی شرکت کرده که نمایشگاه گروهی در نگارخانه آشیانه مهر (1390) ، نمایشگاه گروهی طراحی روی کاغذ در نگارخانه الهه (1392)، نمایشگاه گروهی طراحی در خانه هنرمندان (1393 ) و نمایشگاه گروهی چاپ دستی (1394) از آن جمله است.
علاقهمندان به بازدید و خرید از این حراجنمایشگاه میتوانند تا 31 خرداد هر روز از ساعت 15 تا 23 به پردیس چارسو به نشانی خیابان جمهوری، تقاطع خیابان حافظ، طبقه ششم بازار چارسو مراجعه نمایند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 5:15
گالری گردی در آخر هفته

همچون گزارش های پیشین درباره گالری َها، این هفته نیز سراغ چند نمایشگاه رفتیم، نمایشگاه تصویرگری های حسینعلی ذابحی در گالری هور، مرتضی اسدی در گالری آریا، علی ندایی در گالری آتبین و سعید معیری َزاده در گالری ساربان انتخاب َهای ما برای این هفته است.
کابوس و رویای توامان در گالری هور

حسینعلی ذابحی به تمامی معنا نقاش است، او سال هاست آن چیزهایی را می َکشد که دوست دارد، پرتره َهایی که بر زمینه های سیاه بوم َهای کوچک و بزرگش می َکشد گاه هراسان و گاه سرخوش اند و حتی ممکن است نتوان احوالات آنها را با نگاه نخست متوجه شد. مجموعه ای که به تازگی در گالری هور از کارهای ذابحی به نمایش گذاشته شده است دارای همه ویژگی های کاری این هنرمند هستند. فضاهای تیره و شخصیت َهایی که درون قاب َها نشسته اند و هریک حالتی خاص به خود گرفته َاند در این کارها نیز دیده می شوند.
شاید بتوان گفت که بیشتر این پرتره َها را تصاویر زنانی با لباس َها و کلاه َهای رنگی تشکیل می دهند زنانی که هریک می َتوانند یکی از حس َهای حسینعلی ذابحی نسبت به دنیایی که به نظر تیره و تار می رسد را نشان دهد. البته او پیش از این گفته بود که نگاهی بدبینانه به جهان ندارد، اما جهان این نقاشی َها با آنکه پرتره َها گاه می خندند یا می َرقصند چندان شاد به نظر نمی رسد هرچند نمی َتوان منکر این شد که همیشه نوعی طنز تلخ در کارهای ذابحی وجود داشته است.
سواران اسطوره َای در گالری آتبین
علی ندایی مدت هاست در آثار خود به سراغ موضوعات اسطوره ای رفته است، او این بار در مجموعه "از لابه َلای اسطوره ها" که در گالری آتبین به نمایش گذاشته شده است فضایی پویا و متحرک در طراحی َهایش خلق کرده است، خطوط ندایی آزادانه در همه جای تابلو گردش می کنند تا هیبت اسب، شیر یا سواری را به خود گیرند که گویی از دل تاریخ بیرون آمده است.
زمینه َهایی با رنگ َهای تیره و استفاده از رنگ َ های طلایی و نقره َای موجب شده است که فیگورها بیشتر و درخشنده َتر دیده شوند. به علاوه استفاده از خطوط در هم و رها حرکات سریع آنها را که معمولا در حال نبرد هستند بیشتر نشان می دهد. ندایی از میان همه موضوعات اسطوره َای داستان های سلحشوری را انتخاب کرده است که نبردهای مختلف میان شخصیت َهای مختلف را نشان می َدهد که البته در آنها سواران همیشه پیروز میدان هستند؛ نبردی که در زمینه َهای تک رنگ و فضای بی زمان و مکان این طراحی ها ابدی به نظر می رسد.
نقاشی َهای مرتضی اسدی گالری آریا
مرتضی اسدی در همه سال َهایی که نقاشی َهای او را دیده َایم به همین سبک و سیاق کار کرده است، او رنگ َها و فرم َهای مشخصی دارد که کارش را قابل شناس می کند. فضای آثار او معمولا از زمینه َهای تک رنگ و انتزاعی تشکیل شده َاند که پرنده، فرشته یا انسانی در آنها دیده می َشود. با این حال این فضاهای رنگی انتزاعی جنبه َهای نمادپردازانه نیز دارند و هر یک از آنها نماد بخشی از جهان هستند.او معمولا به انسان می َپردازد و پرنده ها برای او نماد انسان هایی هستند که در میان زرد و آبیِ زمین و آسمان روزگار می گذرانند و به دنبال پریدن به جهانی بالاتر یا به عبارتی برتر هستند. اسدی وقتی انسان را به تصویر می کشد بیش از جسم به روح گرفتار بشر در جهان مادی نظر دارد به همین دلیل فیگورهایش همیشه جنبه روحانی بیشتری دارند تا آنکه لزوما جنبه انسان را به تصویر بکشند. انسان َهای او محصور شده َاند، گیر افتاده َاند و دست و پایشان بسته به نظر می رسد، گویی به پرنده َهای دیگر تابلوها چشم دوخته َاند و آرزو می َکنند کاش بال پرواز داشتند.
هفت پیکر و کاپیتان ظریف پیش از فتح آمریکا در گالری ساربان
سعید معیری َزاده در نمایشگاه جدید آثار خود که "هفت پیکر و کاپیتان ظریف پیش از فتح آمریکا" نام دارد با اقتباس از هفت پیکر نظامی و خوانشی شخصی از سنت و هنر ایرانی به مضمون های معاصر هنر و سیاست پرداخته است.

معیری َزاده در این مجموعه میان طرح َهایی از نقاشی ایرانی و نمادهای آشنای دنیای معاصر که البته بیشتر آنها از فرهنگ دهه َهای اخیر آمریکا نشات گرفته است سعی می کند موضوعاتی را طرح کند که به رویدادهای سیاسی اخیر ایران اشاره دارد. او در فضاهایی رنگین و ناشناخته نمادهایی مشهور را به تصویر می کشد و از همنشینی این دو عنصر متضاد به روایت داستان خود برای مخاطب می پردازد.
منبع: هنرآنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:04
شاهنامه به روایت 23 هنرمند در گالری لاله

امیر حسین ثعلبی مدیر گالری لاله که به همراه رضا هدایت کیوریتوری نمایشگاه "شاهنامه نگاری" را برعهده داشته است، درباره این نمایشگاه گفت: در این نمایشگاه آثار نقاشی، مجسمه و دیجیتال آرت هنرمندانی مانند فرح اصولی، رضا افسری، رضا بانگیز، مهدی حسینی، جمشید حقیقت شناس، سعید خضایی، فرشید داودی، پژمان رحیمی زاده، پیمان رحیمی زاده، عربعلی شروه، طاهر شیخ الحکمایی، بهزاد شیشه گران، ترانه صادقیان، کیوان عسگری، یعقوب عمامه پیچ، حمید فام، نیلوفر قادری نژاد، مرضیه قره داغی، بهنام کامرانی، ایرج محمدی، جعفر نجیبی، علی ندایی و رضا هدایت به نمایش گذاشته شده است. این هنرمندان، کسانی هستند که در سال َهای گذشته نیز در مورد شاهنامه کار کرده اند و برخی از آنها در نمایشگاه های دیگری که در گالری لاله به مناسبت بزرگداشت فردوسی برگزار شده است شرکت کرده َاند.
وی افزود: عنوان کلی این نمایشگاه "شاهنامه نگاری" است و برای حضور در آن هر هنرمندی با پیرایش هنری ویژه خود می توانست به شاهنامه بپردازد. به همین دلیل بعضی آثار این نمایشگاه مدرن هستند و بعضی دیگر از آثار با رویکردهای هنر معاصر خلق شده َاند. به لحاظ موضوع نیز بعضی هنرمندان به خود فردوسی پرداخته َاند و هنرمندان دیگری نیز به از روایت های موجود در شاهنامه برای کار خود استفاده کرده اند. شاهنامه از نظر بصری امکانات بسیاری دارد که هنرمندان با استفاده از آنها می توانند به خلق آثار هنری بپردازند.
مدیر گالری لاله درباره برگزاری 5 دوره نمایشگاه "شاهنامه نگاری" در این گالری نیز اظهار کرد: هر سال موضوع کیفیت نمایشگاه یکی از مسائل مهمی است که ما به آن توجه داریم. به همین دلیل هنرمندانی را انتخاب می َکنیم که می َدانیم با شاهنامه زندگی می َکنند، آن را خوانده َاند و درکی از این اثر هنری بزرگ دارند. به علاوه تلاش ما این است که هر سال نگاه معاصرتری در این نمایشگاه داشته باشیم و برای سال آینده نیز برای این موضوع تلاش خواهیم کرد.
ثعلبی همچنین درباره برگزاری نمایشگاه های َمستمر که هر سال برگزار می َشوند نیز گفت: گالری لاله دو گروه مخاطب دارد، گروهی مخاطب عام هستند و گروهی نیز مخاطب خاص، هر یک از این گروه ها توقعات خاصی از یک نمایشگاه دارند به همین دلیل ما سعی می کنیم نمایشگاه َهایی را برگزار کنیم که برای هر دو گروه جالب توجه باشد. به علاوه رونق بخشیدن به اقتصاد هنر نیز یکی از اهداف ماست به همین دلیل با برگزاری فروش سالانه گالری لاله و درخواست از هنرمندان برای ارائه آثار خود با قیمت پایین َتر، تلاش می َکنیم مخاطبان عام گالری را به خرید اثار هنری دعوت کنیم. البته ما صرفا به سبد اقتصادی گالری فکر نمی کنیم و این موضوع بیشتر برای ما جنبه کار فرهنگی دارد.
نمایشگاه "شاهنامه َنگاری" تا 5 خرداد ماه در گالری لاله به نشانی خیابان دکتر فاطمی، ضلع شمالی پارک لاله،روبروی پارکینگ طبقاتی ادامه دارد.
منبع: هنرآنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:04
محمد سریر: منتقدان خانه موسیقی حسن نیت دارند

عادت به گفتگو آن هم از نوع بلند ندارد همیشه کم حرف و ساکت بوده و ترجیح می دهد در خلوت خود به کارهای عقب افتاده اش بپردازد اما با این وجود گفت وگو با هنرآنلاین را پذیرفت و صبورانه به سوالات مان پاسخ داد.
محمد سریر، آهنگساز، دیپلمات و رئیس هیات مدیره خانه موسیقی است كه شاید بسیاری ندانند در زمینه های اقتصاد و علوم سیاسی تحصیل كرده و دكترای اقتصاد خود را از دانشگاه وین (اتریش) دریافت كرده است. او همچنین در هنرستان عالی موسیقی تحصیل كرده، دوره كارشناسی رشته موسیقی را در دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گذرانده و لیسانس و فوق لیسانس آهنگسازی را هم از آكادمی موسیقی و هنرهای زیبای وین دریافت كرده است.
دکتر سریر، آهنگسازی هفت آلبوم موسیقی و بیش از صد اثر آوازی و موسیقی متن فیلم و سریال های تلویزیونی را به عهده داشته است؛ گفت وگو ما را با این آهنگساز درباره مسایل مختلف حوزه موسیقی در ادامه می خوانید.
یکی از موضوعات مطرح این روزها، مسئله خانه موسیقی است که توسط منتقدان مورد نقد واقع شده است. از نظر شما به عنوان عضو اصلی این مجمع علت این حواشی چیست؟
ببینید به طور یقین همه فعالیت هایی که در حوزه های مختلف انجام می گیرد، نارسایی هایی دارد و در این تردیدی نیست. اما وقتی از بیرون به مطلبی نگاه می کنیم خواسته های خود را می بینیم و کمتر به امکانات و شرایط طرف مقابل توجه می کنیم. با توجه به اینکه آن امکانات با توانایی های مختلف می تواند فراهم و رو به جلو حرکت کند.
مطلب دیگر اینکه بعضی بخش ها در نهادهای مدنی بدین صورت هستند که به طور مشخص و تمام وقت موظف به انجام آن امور نیستند و به طور داوطلبانه فعالیت می کنند. بنابراین اگر کسی وقت می گذارد و کاری را انجام می دهد در واقع به نوعی از فرصت های فرهنگی خود گذشت می کند. زمانی که فردی کاندیدا می شود و اعلام داوطلبی می کند طبیعی است که آگاه از وضعیت این امور نیست. در انجام کارها در مقاطع و زمان های مختلف سختی های جدیدی پیدا می کند، تدریجا ارتباطات وسیع تر و پروژه های تازه ای اضافه می شود. بنابراین احتیاج به رسیدگی بیشتر و افراد تمام وقت دارد. اکثر کسانی که داوطلب می شوند به فعالیت های دیگری نیز مشغول هستند. ممکن است این دسته افراد آنطور که در یک کار دولتی و اداری موفق هستند در بخش خصوصی نباشند. ضمن اینکه داوطلبانی که مقبول واقع می شوند و می توانند اهداف نهاد را در جامعه پیش ببرند باید سنینی را گذرانده باشند، شناخته شده باشند تا کار را با اعتبار معنوی جلو ببرند. گاهی این سوال به وجود می آید که چرا بعضی اشخاص به دفعات از جانب اهالی موسیقی انتخاب می شوند. در واقع این به دفعات حضور داشتن علیرغم زحمتی که برای آنها دارد به نفع مجموعه است چرا که با تجربه و اعتماد و اعتبار معنوی، او به جمع کمک می کند. البته عموما این افراد در مقابل محبت رای دهندگان نمی توانند خودشان را کنار بکشند و واقعا فداکاری می کنند و اوقات خودشان را که حتی می توانند منبع مالی مناسبی هم برای آنها باشد صرف این خواسته صنفی میکنند.
آقای دکتر دیگر مسئله مطرح شده این است که چرا ارکان خانه موسیقی در مقابل منتقدان سکوت می کنند و با این کار حق را به آنها می دهند. به چه علت شما که سرآمد این خانه هستید تا به حال جوابی به نقدکنندگان نداده اید؟
البته اینگونه نیست مسئولین خانه نشست های تخصصی داشته اند و من هم جلساتی با منتقدان داشته ام بعضی مواقع نمی توانیم شرایط را با این نوع توضیحات توجیه کنیم. چون باید خود در آن شرایط قرار بگیرند. مثلا مواقعی نمی توان توضیح داد که من در یک دوره ای چگونه مشکلی را که برای اعضا پیش آمده بود را حل و فصل کرده ام. واقعیت این است که شخصا بسیار تمایل دارم نسل جوان و کسانی که اهداف و دیدگاه های مثبتی را دنبال می کنند، در این مسیر قرار بگیرند. اما استفاده از فرصت هایی که برای انجام کاری در ذهن ما هست به آن صورتی که فکر می کنیم میسر نیست. به همین جهت بسیاری مواقع من متاسف می شوم وقتی تلاش های دوستان نادیده گرفته می شود. در طول سالیانی که گذشته است همه در حد توان خود تلاش کرده اند و توانسته اند اعتباری را به دست بیاورند. از نظر من افرادی که نقد می کنند حسن نیت دارند اما چون مستقیما در معرض قضیه قرار نگرفته اند تمامی موانع و مشکلات را نمی بینند. این را هم درنظر بگیریم وقت و زمان خیلی وسیع نیست. اگر فکر کنیم می توانیم تمام عمر تجربه کسب کنیم کار بسیار سختی است. بهتر آنکه از تجربیات دیگران استفاده کنیم.
آخرین سوال در خصوص خانه موسیقی درباره لغو کنسرت ها است. مبحثی که از دسترس خارج شده و به دادستانی کشیده شده است. مخصوصا آخرین کنسرت مربوط به آقای کیهان کلهر در یزد که خیلی مورد بحث قرار گرفت. چندی قبل خانه موسیقی جلساتی را برگزار کرد تا به عنوان یک نهاد معتبر وارد این موضوع شود و از این پیش آمد جلوگیری کند اما در عمل اتفاقی نیفتاد.
دو مطلب وجود دارد. اول امکانات و بعد فرصت ها. ما باید امکانات را تدریجا توسعه بدهیم تا بتوانیم از فرصت ها استفاده کنیم. این دو مبحث در حوزه موسیقی قابل توجه است. فرصت هایی که در چند دهه گذشته وجود داشته است تدریجا پیشرفت کرده است و در حال به دست آوردن این امکانات هستیم. قطعا در این مسیر موانعی وجود دارد. موانعی که ممکن است در بخش هایی از دولت و جامعه توجیه نشده باشد. خانه موسیقی ذاتا یک نهاد مدنی غیر دولتی است. اگر ارتباطاتی با دولت دارد در وجه تصمیم گیری های سطوح عالی تر نیست. بنابراین تنها کاری که این نهاد می تواند انجام بدهد پرسش و طرح موضوع با متولیان و مسئولین است. زمانی که اتفاقی پیش می آید خانه موسیقی طبعا عکس العمل نشان می دهد و سعی دارد تا وظایف صنفی خودش را انجام بدهد و مسلم است که دلیل رخ دادن این اتفاقات باعث سوء برداشت و در بخشی از جامعه و یا از جانب مسئولین دولتی است. همچنین پیش آمده است ما با پرسش متوجه شده ایم در یک شهر حساسیت هایی وجود دارد یا گروه هایی تصمیم به بر هم زدن برنامه داشته اند. با توجه به این مباحث مسئولین ترجیح دادند اجرا را به تاخیر بیندازند. در هر حال خانه موسیقی پرسشگر بوده و با مسئولین صحبت کرده و در بیشتر موارد هم به نتایجی رسیده و یا موارد مشابه در یک دوره ای متوقف شده است.
یکی از قضایای پر بحث این روزهای موسیقی قضیه ارکسترها است. به عنوان یک فرد صاحب نظر در این زمینه نظر شما در ارتباط با ارکسترها و سازمان ارکسترها چیست؟ اینکه سازمانی تشکیل شده است می تواند مفید باشد یا بهتر بود با یک رهبر ادامه می دادند؟
در این زمینه تجربه ای در غرب وجود دارد که آنها از این تجربه عبور کرده اند. احتمالا در ابتدا سازمان هایی داشته اند که در حال حاضر به صورت هیئت امنا هستند و حرف آخر را می زنند. همچنین بخش هایی در اختیار افرادی است که از آن تجربه ها عبور کرده اند و اجتماع و فعالیت فرهنگی و هنری را بهتر می شناسند. این پشتوانه بسیار مهم است تا فردی این شناخت را داشته باشد و همه امکانات، مشکلات و کمبودها را ببیند. در حال حاضر در جامعه ما گاه مسئولیت در کار و پیشبرد فعالیت ارکسترها به کسی محول می شود که از تمام ظرفیت ها در محدوده های مثبت و منفی اطلاعی ندارند چون حضور نداشته اند. طبیعی است شخصی که در 30 یا 40 سال گذشته در شرایط و تحولات ایران بوده است و حساسیت های جامعه را بهتر می شناسد و می تواند عملکرد بهتری داشته باشد. اگر علاوه بر این مشکلات در قسمت های فنی و تکنیکی نیز نقص هایی وجود داشته باشد، در کنار آن بخشی اضافه می شود تا این فاصله های خالی را جبران کند. ترتیباتی که برای ارکسترها به وجود آمده نیز به همین دلیل است. ارتباطات را با بخش های فنی و هنری بیشتر می کند. به نظر من بعد از دوره ای که بتواند کمبودها را جبران و بخش ها را مجهز به تجربه کند و بعدا شاید دیگر نیازی به بودن آن با این شکل نباشد.
با سوال در مورد خود شما ادامه می دهیم. مدتی است نام شما را در میان آثار موسیقی کمتر می شنویم. خصوصا در موسیقی متن فیلم ها. این کم کاری به خاطر دل مشغولی در تدریس است؟
خود من از این موضوع ناراحت هستم. یکی از دلایل، همین فعالیت داوطلبانه است. غیر از فراز و فرودهایی که در زندگی جاری و آن تمرکز فکر و اندیشه بر هنرمندی به وجود می آید، ضررهای زیادی نیز در تداوم کار هنری هنرمند ایجاد می شود. موسیقی مثل هر هنر دیگر بسیار امر خلاقی است و نیاز به آرامش و تمرکز دارد. متاسفانه این شرایط پیش آمده است و ما هم نتوانستیم از این اوضاع بیرون بیاییم. اما من کار نوشتن را انجام می دهم. دلیل منتشر نشدن کارها نیز به پروسه انتشار و وسواس من روی آنها برمی گردد و این وسواس هم مربوط به سن و سال است. در بخش سینما 7 یا 8 سالی که در هیئت مدیره فعالیت داشته ام، سعی کردم در این کار ورود نکنم زیرا سوء تعبیرهایی ایجاد می کند. ترجیح دادم دوستان دیگر کار کنند. سینما یک فرد تمام وقت می خواهد. ضمن اینکه کارهای سینمایی به سمتی رفته است که آثار موسیقائی می تواند با دستگاه و کارهای الکترونیک انجام شود و این از تخصص بنده خارج است.
پس با این اوصاف فعلا اثری از شما در بازار موسیقی نخواهیم شنید؟
در سال گذشته چند اثر منتشر کرده ام. حتما برای اینکه خودم را مجاب کنم در سال جاری نیز کارهایی را منتشر خواهم کرد. یکی از موضوعات مورد علاقه من طی این پنجاه سال موسیقی آوازی است. به هر حال من نزدیک به نیم قرن با استاد محمد نوری کار کرده ام و همزیستی خاصی پیدا شده است. حس و حال من هنوز همانگونه است و نتوانسته ام خودم را منفک کنم و طور دیگری کار کنم.
تدریس موسیقی در ایران با دیگر نقاط بسیار متفاوت است. در واقع مانند طفل یتیمی می ماند که هرکسی دستی به سر آن می کشد و عبور می کند. شما به عنوان یک استاد برجسته موسیقی این کشور چقدر تلاش کردید تا موسیقی مهجور نماند؟
ذات موسیقی ما در شکل دیگری از آموزش موفقیت و معنا پیدا می کند. ما در موسیقی و ساخت قطعات از امکانات موسیقی نوشتاری استفاده می کنیم اما در موسیقی ملی به خصوص ردیف دستگاهی، موسیقی نوشتاری در واقع یک محل رجوع است تا درک موضوع. بخشی از آن به خلق حس و ظرفیت شاگرد در بداهه نوازی برمی گردد. رسیدن به بلوغ کاری زمان بر است و ممارست و ریاضتی را می طلبد که نسل جدید کمتر آمادگی طی این مسیر را دارند. در حوزه موسیقی های دیگر هم جوانان مستعدی داریم. علاوه بر اینکه تعداد دانشجویان زیاد شده است، هنرمندان بسیار توانایی هم در این حیطه پرورش پیدا کرده اند. در همه جای دنیا و در حوزه هنر رسیدن به بلوغ اندیشه و نیل به خلاقیت نگاه متفاوت به ساخت و پرداخت موسیقی برای کسی که خالق یا مجری هنر است، بسیار لازم است. رسیدن به این موضوع نه در همه افراد میسر است و نه در همه سنین. به همین خاطر است که در جهان ما تعداد زیادی از افراد در موسیقی تحصیل می کنند اما عده معدودی به درجات بالا می رسند و می توان به عنوان یک هنرمند خلاق از آنها یاد کرد. در این شرایط همه ما تلاش خودمان را باید بکنیم تا بتوانیم جایی در گوشه خاطرات شیرین هم میهن نان داشته باشیم.
وضعیت آموزش موسیقی را درکشور چطور می َبینید؟ آیا آنطور که گفته می شود به صورت جدی به آن در دانشگاه ها پرداخته نمی شود؟
شرایط نگرش دانشجو به یادگیری و حضور در صحنه جامعه به عنوان یک هنرمند فرق کرده است. کمتر این بحث را جدی می گیریم. در ارتباط با اساتید سعی می کنیم هرآنچه گفته شد را یاد بگیریم ولی پرسش گر نیستیم و در واقع به دنبال کشف نقاط تاریک ذهن مان نمی گردیم. عموما درسی که گفته می شود در کتاب هم وجود دارد. حضور شما در دانشگاه برای موضوعات نانوشته است. اگر به سالیان گذشته برگردیم در مملکت ما ماهیت آموزش بسیار عمیق بود. شاگردان گیرنده صرف نبودند بلکه خواهنده بودند. این اندیشه امروز تا حدی تغییر کرده است. در دانشگاه ها عموما اساتیدِ علاقه مند و با دانش و بینش خوبی هستند. به نظر من ظرفیت های ناشناخته ای در دانشگاه ها وجود دارد و از نظر شاگردان مخفی مانده است. توجه و علاقه مندی دانشجو انگیزه مهمی برای استاد است. طی این سه دهه ظرفیت های دانش موسیقی میان جوانان چه در حوزه تکنیک و چه در حوزه دانش پیشرفت قابل توجهی کرده است. شاید لازم باشد مروری جدید بر مباحث و محتوای درسی شود تا از یک سو با تحولات آموزش در جهان و از سوی دیگر با خواسته های جوانان منطبق گردد و بدانیم جامعه ما برای حضور معنادار و با حفظ معنویت فرهنگی خود به دنبال چه نوع موسیقی باید باشد.
در صحبت ها به موسیقی بی کلام اشاره کردید. در این دوره به موسیقی بی کلام کمتر توجه می شود و بیشتر موسیقی پاپ بین مردم جا دارد. جدا از اینکه موسیقی پاپ جایگاه و اهمیت خوانندگی را بالا برده و عموما موسیقی جاری را از حیطه آنچه موسیقی اندیشمندانه محسوب می شود خارج کرده است. چه راهکاری پیشنهاد می کنید تا موسیقی بی کلام از رده خارج نشود؟
این نوع خواسته ها معلول یک شرایط خاص اجتماعی است. جوانان تصمیمی برای این موضوع نمی گیرند بلکه بیشتر شرایط اجتماعی است که این وضعیت را به افراد دیکته می کند. بینش ها در این گونه موسیقی عمقی ندارند و زیبایی ها را بیشتر در سطح می بینیم.در زمان تحصیل ما انگیزه غالب بیشتر یاد گرفتن بود و کمتر ظواهر امر و یا موفقیت های صوری و زود گذر بود. این موضوع نه تنها در ایران بلکه در غرب هم اتفاق افتاده است. از نظر من با برنامه ریزی های فرهنگی می توان تدریجا به سطح و توانایی های مورد نظر رسید. در سیاست گذاری های امروز ما طبعا به خاطر شرایطی که در جامعه جهانی پیدا کرده ایم، ابتدا به مسائل سیاسی پرداخته ایم تا آن ها را حل کنیم بعد مسائل اقتصادی را پیش کشیده ایم و سپس به مباحث فرهنگی توجه نموده ایم. چون مسائل فرهنگی در درجات بعدی است همیشه آن اهداف بلند یا مغفول مانده و یا وجوه اجرائی آن دیده نشده و یا اساسا به آن کمتر اهمیت داده شده است. در حالی که این مبحث زمینه ساز تمام مسائل دیگر است. بنابراین اگر نگاه سیاست گذاران به این سمت و سو برود قطعا از این مسیر مانند بعضی کشورها که برنامه های واقع بینانه ای را با قاطعیت پیگیری می کنند عبور خواهیم کرد. در غرب نوعی محورهای اصلی سیاسی اقتصادی و فرهنگی را در نظر دارند که اگر در حول و حوش آن اتفاقی نیز رخ بدهد به ستون های اساسی آسیبی نمی رسد. ما در موسیقی ستون های مستحکمی را پی ریزی نکرده ایم اما در حال حاضر باید به ساخت ستون های محکم که بخش مهمی از هویت فرهنگی و تاریخی ما است بپردازیم.
به عنوان آخرین سوال؛ قرار است در خانه هنرمندان چه اهدافی را دنبال کنید و چه اتفاقات جدیدی را شاهد خواهیم بود؟
خانه هنرمندان متشکل از نمایندگان ارشد نهادهای مدنی در عموم رشته های هنری است. به نوعی پارلمانی از انجمن های دیگر است تا محوریتی در مورد فعالیت ها داشته باشد. به ویژه که بخشی از حاصل فعالیت ها را نیز در آن نهاد منعکس می کند. عموما خانه ها برنامه های مستقلی برای عموم مردم و علاقمندان در صحنه ندارند. متولی این نهاد شهرداری بوده و طبعا کمک هائی نیز به این نهاد داشته و با مدیریت های شایسته قطب فرهنگی هنری مهمی است. به هر حال شهر تهران با یک پنجم جمعیت کل کشور بیشتر از هر شهر دیگری می تواند تاثیرگذار باشد. بنده به عنوان یک نماینده از جانب سایر بزرگان در شورا هستم و تا جایی که می توانیم کارها را هماهنگ می کنیم. با شرایط موجود مرکز مناسبی برای انعکاس همه فعالیت هایی که در حوزه هنر انجام می شود، است. نهادهایی که به صورت مدنی متشکل از هنرمندان متخصص و توانمند در رشته های مختلف وجود دارند و مهمترین دل مشغولی آنها فرهنگ و هنر ایران است.
منبع: هنرآنلاین/مینا آتشی
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:04
گالری گردی در آخر هفته

همچون گزارش های پیشین درباره گالری َها، این هفته نیز سراغ چند نمایشگاه رفتیم، نمایشگاه تصویرگری های حسینعلی ذابحی در گالری هور، مرتضی اسدی در گالری آریا، علی ندایی در گالری آتبین و سعید معیری َزاده در گالری ساربان انتخاب َهای ما برای این هفته است.
کابوس و رویای توامان در گالری هور

حسینعلی ذابحی به تمامی معنا نقاش است، او سال هاست آن چیزهایی را می َکشد که دوست دارد، پرتره َهایی که بر زمینه های سیاه بوم َهای کوچک و بزرگش می َکشد گاه هراسان و گاه سرخوش اند و حتی ممکن است نتوان احوالات آنها را با نگاه نخست متوجه شد. مجموعه ای که به تازگی در گالری هور از کارهای ذابحی به نمایش گذاشته شده است دارای همه ویژگی های کاری این هنرمند هستند. فضاهای تیره و شخصیت َهایی که درون قاب َها نشسته اند و هریک حالتی خاص به خود گرفته َاند در این کارها نیز دیده می شوند.
شاید بتوان گفت که بیشتر این پرتره َها را تصاویر زنانی با لباس َها و کلاه َهای رنگی تشکیل می دهند زنانی که هریک می َتوانند یکی از حس َهای حسینعلی ذابحی نسبت به دنیایی که به نظر تیره و تار می رسد را نشان دهد. البته او پیش از این گفته بود که نگاهی بدبینانه به جهان ندارد، اما جهان این نقاشی َها با آنکه پرتره َها گاه می خندند یا می َرقصند چندان شاد به نظر نمی رسد هرچند نمی َتوان منکر این شد که همیشه نوعی طنز تلخ در کارهای ذابحی وجود داشته است.
سواران اسطوره َای در گالری آتبین
علی ندایی مدت هاست در آثار خود به سراغ موضوعات اسطوره ای رفته است، او این بار در مجموعه "از لابه َلای اسطوره ها" که در گالری آتبین به نمایش گذاشته شده است فضایی پویا و متحرک در طراحی َهایش خلق کرده است، خطوط ندایی آزادانه در همه جای تابلو گردش می کنند تا هیبت اسب، شیر یا سواری را به خود گیرند که گویی از دل تاریخ بیرون آمده است.
زمینه َهایی با رنگ َهای تیره و استفاده از رنگ َ های طلایی و نقره َای موجب شده است که فیگورها بیشتر و درخشنده َتر دیده شوند. به علاوه استفاده از خطوط در هم و رها حرکات سریع آنها را که معمولا در حال نبرد هستند بیشتر نشان می دهد. ندایی از میان همه موضوعات اسطوره َای داستان های سلحشوری را انتخاب کرده است که نبردهای مختلف میان شخصیت َهای مختلف را نشان می َدهد که البته در آنها سواران همیشه پیروز میدان هستند؛ نبردی که در زمینه َهای تک رنگ و فضای بی زمان و مکان این طراحی ها ابدی به نظر می رسد.
نقاشی َهای مرتضی اسدی گالری آریا
مرتضی اسدی در همه سال َهایی که نقاشی َهای او را دیده َایم به همین سبک و سیاق کار کرده است، او رنگ َها و فرم َهای مشخصی دارد که کارش را قابل شناس می کند. فضای آثار او معمولا از زمینه َهای تک رنگ و انتزاعی تشکیل شده َاند که پرنده، فرشته یا انسانی در آنها دیده می َشود. با این حال این فضاهای رنگی انتزاعی جنبه َهای نمادپردازانه نیز دارند و هر یک از آنها نماد بخشی از جهان هستند.او معمولا به انسان می َپردازد و پرنده ها برای او نماد انسان هایی هستند که در میان زرد و آبیِ زمین و آسمان روزگار می گذرانند و به دنبال پریدن به جهانی بالاتر یا به عبارتی برتر هستند. اسدی وقتی انسان را به تصویر می کشد بیش از جسم به روح گرفتار بشر در جهان مادی نظر دارد به همین دلیل فیگورهایش همیشه جنبه روحانی بیشتری دارند تا آنکه لزوما جنبه انسان را به تصویر بکشند. انسان َهای او محصور شده َاند، گیر افتاده َاند و دست و پایشان بسته به نظر می رسد، گویی به پرنده َهای دیگر تابلوها چشم دوخته َاند و آرزو می َکنند کاش بال پرواز داشتند.
هفت پیکر و کاپیتان ظریف پیش از فتح آمریکا در گالری ساربان
سعید معیری َزاده در نمایشگاه جدید آثار خود که "هفت پیکر و کاپیتان ظریف پیش از فتح آمریکا" نام دارد با اقتباس از هفت پیکر نظامی و خوانشی شخصی از سنت و هنر ایرانی به مضمون های معاصر هنر و سیاست پرداخته است.

معیری َزاده در این مجموعه میان طرح َهایی از نقاشی ایرانی و نمادهای آشنای دنیای معاصر که البته بیشتر آنها از فرهنگ دهه َهای اخیر آمریکا نشات گرفته است سعی می کند موضوعاتی را طرح کند که به رویدادهای سیاسی اخیر ایران اشاره دارد. او در فضاهایی رنگین و ناشناخته نمادهایی مشهور را به تصویر می کشد و از همنشینی این دو عنصر متضاد به روایت داستان خود برای مخاطب می پردازد.
منبع: هنرآنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:15
شاهنامه به روایت 23 هنرمند در گالری لاله

امیر حسین ثعلبی مدیر گالری لاله که به همراه رضا هدایت کیوریتوری نمایشگاه "شاهنامه نگاری" را برعهده داشته است، درباره این نمایشگاه گفت: در این نمایشگاه آثار نقاشی، مجسمه و دیجیتال آرت هنرمندانی مانند فرح اصولی، رضا افسری، رضا بانگیز، مهدی حسینی، جمشید حقیقت شناس، سعید خضایی، فرشید داودی، پژمان رحیمی زاده، پیمان رحیمی زاده، عربعلی شروه، طاهر شیخ الحکمایی، بهزاد شیشه گران، ترانه صادقیان، کیوان عسگری، یعقوب عمامه پیچ، حمید فام، نیلوفر قادری نژاد، مرضیه قره داغی، بهنام کامرانی، ایرج محمدی، جعفر نجیبی، علی ندایی و رضا هدایت به نمایش گذاشته شده است. این هنرمندان، کسانی هستند که در سال َهای گذشته نیز در مورد شاهنامه کار کرده اند و برخی از آنها در نمایشگاه های دیگری که در گالری لاله به مناسبت بزرگداشت فردوسی برگزار شده است شرکت کرده َاند.
وی افزود: عنوان کلی این نمایشگاه "شاهنامه نگاری" است و برای حضور در آن هر هنرمندی با پیرایش هنری ویژه خود می توانست به شاهنامه بپردازد. به همین دلیل بعضی آثار این نمایشگاه مدرن هستند و بعضی دیگر از آثار با رویکردهای هنر معاصر خلق شده َاند. به لحاظ موضوع نیز بعضی هنرمندان به خود فردوسی پرداخته َاند و هنرمندان دیگری نیز به از روایت های موجود در شاهنامه برای کار خود استفاده کرده اند. شاهنامه از نظر بصری امکانات بسیاری دارد که هنرمندان با استفاده از آنها می توانند به خلق آثار هنری بپردازند.
مدیر گالری لاله درباره برگزاری 5 دوره نمایشگاه "شاهنامه نگاری" در این گالری نیز اظهار کرد: هر سال موضوع کیفیت نمایشگاه یکی از مسائل مهمی است که ما به آن توجه داریم. به همین دلیل هنرمندانی را انتخاب می َکنیم که می َدانیم با شاهنامه زندگی می َکنند، آن را خوانده َاند و درکی از این اثر هنری بزرگ دارند. به علاوه تلاش ما این است که هر سال نگاه معاصرتری در این نمایشگاه داشته باشیم و برای سال آینده نیز برای این موضوع تلاش خواهیم کرد.
ثعلبی همچنین درباره برگزاری نمایشگاه های َمستمر که هر سال برگزار می َشوند نیز گفت: گالری لاله دو گروه مخاطب دارد، گروهی مخاطب عام هستند و گروهی نیز مخاطب خاص، هر یک از این گروه ها توقعات خاصی از یک نمایشگاه دارند به همین دلیل ما سعی می کنیم نمایشگاه َهایی را برگزار کنیم که برای هر دو گروه جالب توجه باشد. به علاوه رونق بخشیدن به اقتصاد هنر نیز یکی از اهداف ماست به همین دلیل با برگزاری فروش سالانه گالری لاله و درخواست از هنرمندان برای ارائه آثار خود با قیمت پایین َتر، تلاش می َکنیم مخاطبان عام گالری را به خرید اثار هنری دعوت کنیم. البته ما صرفا به سبد اقتصادی گالری فکر نمی کنیم و این موضوع بیشتر برای ما جنبه کار فرهنگی دارد.
نمایشگاه "شاهنامه َنگاری" تا 5 خرداد ماه در گالری لاله به نشانی خیابان دکتر فاطمی، ضلع شمالی پارک لاله،روبروی پارکینگ طبقاتی ادامه دارد.
منبع: هنرآنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:15
محمد سریر: منتقدان خانه موسیقی حسن نیت دارند

عادت به گفتگو آن هم از نوع بلند ندارد همیشه کم حرف و ساکت بوده و ترجیح می دهد در خلوت خود به کارهای عقب افتاده اش بپردازد اما با این وجود گفت وگو با هنرآنلاین را پذیرفت و صبورانه به سوالات مان پاسخ داد.
محمد سریر، آهنگساز، دیپلمات و رئیس هیات مدیره خانه موسیقی است كه شاید بسیاری ندانند در زمینه های اقتصاد و علوم سیاسی تحصیل كرده و دكترای اقتصاد خود را از دانشگاه وین (اتریش) دریافت كرده است. او همچنین در هنرستان عالی موسیقی تحصیل كرده، دوره كارشناسی رشته موسیقی را در دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گذرانده و لیسانس و فوق لیسانس آهنگسازی را هم از آكادمی موسیقی و هنرهای زیبای وین دریافت كرده است.
دکتر سریر، آهنگسازی هفت آلبوم موسیقی و بیش از صد اثر آوازی و موسیقی متن فیلم و سریال های تلویزیونی را به عهده داشته است؛ گفت وگو ما را با این آهنگساز درباره مسایل مختلف حوزه موسیقی در ادامه می خوانید.
یکی از موضوعات مطرح این روزها، مسئله خانه موسیقی است که توسط منتقدان مورد نقد واقع شده است. از نظر شما به عنوان عضو اصلی این مجمع علت این حواشی چیست؟
ببینید به طور یقین همه فعالیت هایی که در حوزه های مختلف انجام می گیرد، نارسایی هایی دارد و در این تردیدی نیست. اما وقتی از بیرون به مطلبی نگاه می کنیم خواسته های خود را می بینیم و کمتر به امکانات و شرایط طرف مقابل توجه می کنیم. با توجه به اینکه آن امکانات با توانایی های مختلف می تواند فراهم و رو به جلو حرکت کند.
مطلب دیگر اینکه بعضی بخش ها در نهادهای مدنی بدین صورت هستند که به طور مشخص و تمام وقت موظف به انجام آن امور نیستند و به طور داوطلبانه فعالیت می کنند. بنابراین اگر کسی وقت می گذارد و کاری را انجام می دهد در واقع به نوعی از فرصت های فرهنگی خود گذشت می کند. زمانی که فردی کاندیدا می شود و اعلام داوطلبی می کند طبیعی است که آگاه از وضعیت این امور نیست. در انجام کارها در مقاطع و زمان های مختلف سختی های جدیدی پیدا می کند، تدریجا ارتباطات وسیع تر و پروژه های تازه ای اضافه می شود. بنابراین احتیاج به رسیدگی بیشتر و افراد تمام وقت دارد. اکثر کسانی که داوطلب می شوند به فعالیت های دیگری نیز مشغول هستند. ممکن است این دسته افراد آنطور که در یک کار دولتی و اداری موفق هستند در بخش خصوصی نباشند. ضمن اینکه داوطلبانی که مقبول واقع می شوند و می توانند اهداف نهاد را در جامعه پیش ببرند باید سنینی را گذرانده باشند، شناخته شده باشند تا کار را با اعتبار معنوی جلو ببرند. گاهی این سوال به وجود می آید که چرا بعضی اشخاص به دفعات از جانب اهالی موسیقی انتخاب می شوند. در واقع این به دفعات حضور داشتن علیرغم زحمتی که برای آنها دارد به نفع مجموعه است چرا که با تجربه و اعتماد و اعتبار معنوی، او به جمع کمک می کند. البته عموما این افراد در مقابل محبت رای دهندگان نمی توانند خودشان را کنار بکشند و واقعا فداکاری می کنند و اوقات خودشان را که حتی می توانند منبع مالی مناسبی هم برای آنها باشد صرف این خواسته صنفی میکنند.
آقای دکتر دیگر مسئله مطرح شده این است که چرا ارکان خانه موسیقی در مقابل منتقدان سکوت می کنند و با این کار حق را به آنها می دهند. به چه علت شما که سرآمد این خانه هستید تا به حال جوابی به نقدکنندگان نداده اید؟
البته اینگونه نیست مسئولین خانه نشست های تخصصی داشته اند و من هم جلساتی با منتقدان داشته ام بعضی مواقع نمی توانیم شرایط را با این نوع توضیحات توجیه کنیم. چون باید خود در آن شرایط قرار بگیرند. مثلا مواقعی نمی توان توضیح داد که من در یک دوره ای چگونه مشکلی را که برای اعضا پیش آمده بود را حل و فصل کرده ام. واقعیت این است که شخصا بسیار تمایل دارم نسل جوان و کسانی که اهداف و دیدگاه های مثبتی را دنبال می کنند، در این مسیر قرار بگیرند. اما استفاده از فرصت هایی که برای انجام کاری در ذهن ما هست به آن صورتی که فکر می کنیم میسر نیست. به همین جهت بسیاری مواقع من متاسف می شوم وقتی تلاش های دوستان نادیده گرفته می شود. در طول سالیانی که گذشته است همه در حد توان خود تلاش کرده اند و توانسته اند اعتباری را به دست بیاورند. از نظر من افرادی که نقد می کنند حسن نیت دارند اما چون مستقیما در معرض قضیه قرار نگرفته اند تمامی موانع و مشکلات را نمی بینند. این را هم درنظر بگیریم وقت و زمان خیلی وسیع نیست. اگر فکر کنیم می توانیم تمام عمر تجربه کسب کنیم کار بسیار سختی است. بهتر آنکه از تجربیات دیگران استفاده کنیم.
آخرین سوال در خصوص خانه موسیقی درباره لغو کنسرت ها است. مبحثی که از دسترس خارج شده و به دادستانی کشیده شده است. مخصوصا آخرین کنسرت مربوط به آقای کیهان کلهر در یزد که خیلی مورد بحث قرار گرفت. چندی قبل خانه موسیقی جلساتی را برگزار کرد تا به عنوان یک نهاد معتبر وارد این موضوع شود و از این پیش آمد جلوگیری کند اما در عمل اتفاقی نیفتاد.
دو مطلب وجود دارد. اول امکانات و بعد فرصت ها. ما باید امکانات را تدریجا توسعه بدهیم تا بتوانیم از فرصت ها استفاده کنیم. این دو مبحث در حوزه موسیقی قابل توجه است. فرصت هایی که در چند دهه گذشته وجود داشته است تدریجا پیشرفت کرده است و در حال به دست آوردن این امکانات هستیم. قطعا در این مسیر موانعی وجود دارد. موانعی که ممکن است در بخش هایی از دولت و جامعه توجیه نشده باشد. خانه موسیقی ذاتا یک نهاد مدنی غیر دولتی است. اگر ارتباطاتی با دولت دارد در وجه تصمیم گیری های سطوح عالی تر نیست. بنابراین تنها کاری که این نهاد می تواند انجام بدهد پرسش و طرح موضوع با متولیان و مسئولین است. زمانی که اتفاقی پیش می آید خانه موسیقی طبعا عکس العمل نشان می دهد و سعی دارد تا وظایف صنفی خودش را انجام بدهد و مسلم است که دلیل رخ دادن این اتفاقات باعث سوء برداشت و در بخشی از جامعه و یا از جانب مسئولین دولتی است. همچنین پیش آمده است ما با پرسش متوجه شده ایم در یک شهر حساسیت هایی وجود دارد یا گروه هایی تصمیم به بر هم زدن برنامه داشته اند. با توجه به این مباحث مسئولین ترجیح دادند اجرا را به تاخیر بیندازند. در هر حال خانه موسیقی پرسشگر بوده و با مسئولین صحبت کرده و در بیشتر موارد هم به نتایجی رسیده و یا موارد مشابه در یک دوره ای متوقف شده است.
یکی از قضایای پر بحث این روزهای موسیقی قضیه ارکسترها است. به عنوان یک فرد صاحب نظر در این زمینه نظر شما در ارتباط با ارکسترها و سازمان ارکسترها چیست؟ اینکه سازمانی تشکیل شده است می تواند مفید باشد یا بهتر بود با یک رهبر ادامه می دادند؟
در این زمینه تجربه ای در غرب وجود دارد که آنها از این تجربه عبور کرده اند. احتمالا در ابتدا سازمان هایی داشته اند که در حال حاضر به صورت هیئت امنا هستند و حرف آخر را می زنند. همچنین بخش هایی در اختیار افرادی است که از آن تجربه ها عبور کرده اند و اجتماع و فعالیت فرهنگی و هنری را بهتر می شناسند. این پشتوانه بسیار مهم است تا فردی این شناخت را داشته باشد و همه امکانات، مشکلات و کمبودها را ببیند. در حال حاضر در جامعه ما گاه مسئولیت در کار و پیشبرد فعالیت ارکسترها به کسی محول می شود که از تمام ظرفیت ها در محدوده های مثبت و منفی اطلاعی ندارند چون حضور نداشته اند. طبیعی است شخصی که در 30 یا 40 سال گذشته در شرایط و تحولات ایران بوده است و حساسیت های جامعه را بهتر می شناسد و می تواند عملکرد بهتری داشته باشد. اگر علاوه بر این مشکلات در قسمت های فنی و تکنیکی نیز نقص هایی وجود داشته باشد، در کنار آن بخشی اضافه می شود تا این فاصله های خالی را جبران کند. ترتیباتی که برای ارکسترها به وجود آمده نیز به همین دلیل است. ارتباطات را با بخش های فنی و هنری بیشتر می کند. به نظر من بعد از دوره ای که بتواند کمبودها را جبران و بخش ها را مجهز به تجربه کند و بعدا شاید دیگر نیازی به بودن آن با این شکل نباشد.
با سوال در مورد خود شما ادامه می دهیم. مدتی است نام شما را در میان آثار موسیقی کمتر می شنویم. خصوصا در موسیقی متن فیلم ها. این کم کاری به خاطر دل مشغولی در تدریس است؟
خود من از این موضوع ناراحت هستم. یکی از دلایل، همین فعالیت داوطلبانه است. غیر از فراز و فرودهایی که در زندگی جاری و آن تمرکز فکر و اندیشه بر هنرمندی به وجود می آید، ضررهای زیادی نیز در تداوم کار هنری هنرمند ایجاد می شود. موسیقی مثل هر هنر دیگر بسیار امر خلاقی است و نیاز به آرامش و تمرکز دارد. متاسفانه این شرایط پیش آمده است و ما هم نتوانستیم از این اوضاع بیرون بیاییم. اما من کار نوشتن را انجام می دهم. دلیل منتشر نشدن کارها نیز به پروسه انتشار و وسواس من روی آنها برمی گردد و این وسواس هم مربوط به سن و سال است. در بخش سینما 7 یا 8 سالی که در هیئت مدیره فعالیت داشته ام، سعی کردم در این کار ورود نکنم زیرا سوء تعبیرهایی ایجاد می کند. ترجیح دادم دوستان دیگر کار کنند. سینما یک فرد تمام وقت می خواهد. ضمن اینکه کارهای سینمایی به سمتی رفته است که آثار موسیقائی می تواند با دستگاه و کارهای الکترونیک انجام شود و این از تخصص بنده خارج است.
پس با این اوصاف فعلا اثری از شما در بازار موسیقی نخواهیم شنید؟
در سال گذشته چند اثر منتشر کرده ام. حتما برای اینکه خودم را مجاب کنم در سال جاری نیز کارهایی را منتشر خواهم کرد. یکی از موضوعات مورد علاقه من طی این پنجاه سال موسیقی آوازی است. به هر حال من نزدیک به نیم قرن با استاد محمد نوری کار کرده ام و همزیستی خاصی پیدا شده است. حس و حال من هنوز همانگونه است و نتوانسته ام خودم را منفک کنم و طور دیگری کار کنم.
تدریس موسیقی در ایران با دیگر نقاط بسیار متفاوت است. در واقع مانند طفل یتیمی می ماند که هرکسی دستی به سر آن می کشد و عبور می کند. شما به عنوان یک استاد برجسته موسیقی این کشور چقدر تلاش کردید تا موسیقی مهجور نماند؟
ذات موسیقی ما در شکل دیگری از آموزش موفقیت و معنا پیدا می کند. ما در موسیقی و ساخت قطعات از امکانات موسیقی نوشتاری استفاده می کنیم اما در موسیقی ملی به خصوص ردیف دستگاهی، موسیقی نوشتاری در واقع یک محل رجوع است تا درک موضوع. بخشی از آن به خلق حس و ظرفیت شاگرد در بداهه نوازی برمی گردد. رسیدن به بلوغ کاری زمان بر است و ممارست و ریاضتی را می طلبد که نسل جدید کمتر آمادگی طی این مسیر را دارند. در حوزه موسیقی های دیگر هم جوانان مستعدی داریم. علاوه بر اینکه تعداد دانشجویان زیاد شده است، هنرمندان بسیار توانایی هم در این حیطه پرورش پیدا کرده اند. در همه جای دنیا و در حوزه هنر رسیدن به بلوغ اندیشه و نیل به خلاقیت نگاه متفاوت به ساخت و پرداخت موسیقی برای کسی که خالق یا مجری هنر است، بسیار لازم است. رسیدن به این موضوع نه در همه افراد میسر است و نه در همه سنین. به همین خاطر است که در جهان ما تعداد زیادی از افراد در موسیقی تحصیل می کنند اما عده معدودی به درجات بالا می رسند و می توان به عنوان یک هنرمند خلاق از آنها یاد کرد. در این شرایط همه ما تلاش خودمان را باید بکنیم تا بتوانیم جایی در گوشه خاطرات شیرین هم میهن نان داشته باشیم.
وضعیت آموزش موسیقی را درکشور چطور می َبینید؟ آیا آنطور که گفته می شود به صورت جدی به آن در دانشگاه ها پرداخته نمی شود؟
شرایط نگرش دانشجو به یادگیری و حضور در صحنه جامعه به عنوان یک هنرمند فرق کرده است. کمتر این بحث را جدی می گیریم. در ارتباط با اساتید سعی می کنیم هرآنچه گفته شد را یاد بگیریم ولی پرسش گر نیستیم و در واقع به دنبال کشف نقاط تاریک ذهن مان نمی گردیم. عموما درسی که گفته می شود در کتاب هم وجود دارد. حضور شما در دانشگاه برای موضوعات نانوشته است. اگر به سالیان گذشته برگردیم در مملکت ما ماهیت آموزش بسیار عمیق بود. شاگردان گیرنده صرف نبودند بلکه خواهنده بودند. این اندیشه امروز تا حدی تغییر کرده است. در دانشگاه ها عموما اساتیدِ علاقه مند و با دانش و بینش خوبی هستند. به نظر من ظرفیت های ناشناخته ای در دانشگاه ها وجود دارد و از نظر شاگردان مخفی مانده است. توجه و علاقه مندی دانشجو انگیزه مهمی برای استاد است. طی این سه دهه ظرفیت های دانش موسیقی میان جوانان چه در حوزه تکنیک و چه در حوزه دانش پیشرفت قابل توجهی کرده است. شاید لازم باشد مروری جدید بر مباحث و محتوای درسی شود تا از یک سو با تحولات آموزش در جهان و از سوی دیگر با خواسته های جوانان منطبق گردد و بدانیم جامعه ما برای حضور معنادار و با حفظ معنویت فرهنگی خود به دنبال چه نوع موسیقی باید باشد.
در صحبت ها به موسیقی بی کلام اشاره کردید. در این دوره به موسیقی بی کلام کمتر توجه می شود و بیشتر موسیقی پاپ بین مردم جا دارد. جدا از اینکه موسیقی پاپ جایگاه و اهمیت خوانندگی را بالا برده و عموما موسیقی جاری را از حیطه آنچه موسیقی اندیشمندانه محسوب می شود خارج کرده است. چه راهکاری پیشنهاد می کنید تا موسیقی بی کلام از رده خارج نشود؟
این نوع خواسته ها معلول یک شرایط خاص اجتماعی است. جوانان تصمیمی برای این موضوع نمی گیرند بلکه بیشتر شرایط اجتماعی است که این وضعیت را به افراد دیکته می کند. بینش ها در این گونه موسیقی عمقی ندارند و زیبایی ها را بیشتر در سطح می بینیم.در زمان تحصیل ما انگیزه غالب بیشتر یاد گرفتن بود و کمتر ظواهر امر و یا موفقیت های صوری و زود گذر بود. این موضوع نه تنها در ایران بلکه در غرب هم اتفاق افتاده است. از نظر من با برنامه ریزی های فرهنگی می توان تدریجا به سطح و توانایی های مورد نظر رسید. در سیاست گذاری های امروز ما طبعا به خاطر شرایطی که در جامعه جهانی پیدا کرده ایم، ابتدا به مسائل سیاسی پرداخته ایم تا آن ها را حل کنیم بعد مسائل اقتصادی را پیش کشیده ایم و سپس به مباحث فرهنگی توجه نموده ایم. چون مسائل فرهنگی در درجات بعدی است همیشه آن اهداف بلند یا مغفول مانده و یا وجوه اجرائی آن دیده نشده و یا اساسا به آن کمتر اهمیت داده شده است. در حالی که این مبحث زمینه ساز تمام مسائل دیگر است. بنابراین اگر نگاه سیاست گذاران به این سمت و سو برود قطعا از این مسیر مانند بعضی کشورها که برنامه های واقع بینانه ای را با قاطعیت پیگیری می کنند عبور خواهیم کرد. در غرب نوعی محورهای اصلی سیاسی اقتصادی و فرهنگی را در نظر دارند که اگر در حول و حوش آن اتفاقی نیز رخ بدهد به ستون های اساسی آسیبی نمی رسد. ما در موسیقی ستون های مستحکمی را پی ریزی نکرده ایم اما در حال حاضر باید به ساخت ستون های محکم که بخش مهمی از هویت فرهنگی و تاریخی ما است بپردازیم.
به عنوان آخرین سوال؛ قرار است در خانه هنرمندان چه اهدافی را دنبال کنید و چه اتفاقات جدیدی را شاهد خواهیم بود؟
خانه هنرمندان متشکل از نمایندگان ارشد نهادهای مدنی در عموم رشته های هنری است. به نوعی پارلمانی از انجمن های دیگر است تا محوریتی در مورد فعالیت ها داشته باشد. به ویژه که بخشی از حاصل فعالیت ها را نیز در آن نهاد منعکس می کند. عموما خانه ها برنامه های مستقلی برای عموم مردم و علاقمندان در صحنه ندارند. متولی این نهاد شهرداری بوده و طبعا کمک هائی نیز به این نهاد داشته و با مدیریت های شایسته قطب فرهنگی هنری مهمی است. به هر حال شهر تهران با یک پنجم جمعیت کل کشور بیشتر از هر شهر دیگری می تواند تاثیرگذار باشد. بنده به عنوان یک نماینده از جانب سایر بزرگان در شورا هستم و تا جایی که می توانیم کارها را هماهنگ می کنیم. با شرایط موجود مرکز مناسبی برای انعکاس همه فعالیت هایی که در حوزه هنر انجام می شود، است. نهادهایی که به صورت مدنی متشکل از هنرمندان متخصص و توانمند در رشته های مختلف وجود دارند و مهمترین دل مشغولی آنها فرهنگ و هنر ایران است.
منبع: هنرآنلاین/مینا آتشی
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:15
لغو کنسرت شهرام ناظری در نیشابور

هفته گذشته هم کنسرت «کیهان کلهر» تنها چندساعت به آغاز برنامه لغو شده بود. به گزارش «موسیقی ما»، شوالیه آواز ایران، درباره لغو کنسرت خود در این شهرستان می گوید: «ما تمامی مجوزها را از مدت ها قبل از تمامی نهادهای قانونی دریافت کرده بودیم و قرار بود روز شنبه- اول خرداد - در ادامه تور کنسرت های ناگفته، این برنامه را در نیشابور به اجرا درآوریم که این مسئله امکان پذیر نشد و برنامه را لغو کردند». وزیر ارشاد نیز در حاشیه همایش شاهنامه با اشاره به این موضوع که لغو کنسرت های موسیقی در استان خراسان رضوی بیشتر از نقاط دیگر کشور رخ می دهد، گفت: «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اجرای کنسرت های موسیقی در خراسان رضوی مجوز می دهد و حمایت هم می کند، به همین خاطر از استانداران و فرمانداران تقاضا داریم حمایت کنند تا این کار به نحو مطلوب انجام شود».او همچنین گفت که در حد بضاعتش با رئیس قوه قضائیه مکاتباتی را در این خصوص انجام داده است. جنتی برای اولین بار به طور مستقیم انتقاد خود را به این مسئله نشان داد و گفت: «علت لغو کنسرت کیهان کلهر دخالت هایی است که دادستانی می کند و آنها با تشخیص خودشان اقداماتی را انجام می دهند. در این خصوص با رئیس قوه قضائیه مکاتبه کردم و آنها گفتند که به دادستان مشهد و دادستان های استان ابلاغ کرده اند که به نوعی همراهی کنند». «علی جنتی» همچنین گفته، قوه قضائیه این گونه اقدامات را جزء حقوق خودشان می دانند: «به طوری که حتی یک دادیار می تواند فردی را دستگیر، کاری را توقیف و جایی را مهروموم کند و خودشان را مستقل از قوه مجریه می دانند». اما روز گذشته عضو شورای تأمین شهرستان نیشابور به «فارس» گفت: برای کنسرت های اخیر هیچ گونه مجوزی صادر نشده بود. دادستان نیز به عنوان مدعی العموم مسئول امنیت شهر است و به درستی در این مورد دخالت کرد. اکبر آقابیگی صبح دیروز در نشستی مطبوعاتی گفت: دادستان نیشابور فردی بسیار دلسوز است و تجارب ارزنده ای دارد و مصلحت شهر را به درستی تشخیص می دهد. عضو شورای تأمین شهرستان نیشابور در پاسخ به این مطلب که وزیر ارشاد خبر از صادرشدن مجوز داده، تأکید کرد: هیچ گونه مجوزی صادر نشده بود و وزیر در این مورد حتما اشتباه کرده است. این در حالی است كه روابط عمومی كنسرت شهرام ناظری روز گذشته در گفت وگو با «شرق» تأکید کرد این كنسرت از وزارت ارشاد مجوز داشته اما برگه اجازه برگزاری برای آغاز بلیت فروشی به آن داده نشده است.
اما در نیشابور چه گذشت؟ برای برپایی هر کنسرت در شهرستان در ابتدا کنسرت گذار باید تقاضای خود را به اداره ارشاد آن شهرستان اعلام کند. اداره ارشاد شهرستان پس از بررسی مدارک، ترکیب نوازندگان، شعر و... برای تأیید اولیه تقاضا را به استان می فرستد. هم زمان در استان، اداره کل ارشاد و حراست اداره کل تمام مدارک کنسرت را بررسی می کند که البته دراین میان حراست استان برای اطمینان از بی مشکل بودن گروه و خواننده، از حراست وزارت ارشاد تهران استعلام می گیرد. به محض اینکه برگزاری کنسرت از سوی وزارت ارشاد بلامانع اعلام شد، اداره ارشاد شهرستان از اداره اماکن، فرماندار شورای تأمین و نهادهای مرتبط استعلام می گیرد. اماکن و فرماندار دراین بین جواب استعلام خود را منوط به نظر شورای تأمین می دانند. شورای تأمین جلسه ای هفت نفره تشکیل می دهد و در آنجا رأی به برپایی یا برپانشدن کنسرت می دهد. پس از تأیید، تنها نامه موافقت با برگزاری کنسرت از دفتر ارشاد شهرستان به برگزارکننده کنسرت ارسال شود؛ اما در ماجرای کنسرت «کلهر» و «ناظری» در نیشابور از قرار معلوم شورای تأمین برپایی این دو کنسرت را تأیید کرده و با برپایی کنسرت دو خواننده دیگر موافقت نکرده است؛ بنابراین کنسرت کلهر و ناظری تمام مجوزها و اجازه ها برای برپایی را داشته اند. حال باید پرسید دلیل ورود دادستان نیشابور به این ماجرا چه بوده؟
منبع: شرق
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:04

به مناسبت رحلت آیت الله محمد تقی بهجت خانه طراحان پوستری با موضوع «قنوت آسمان» منتشر کرد.
محمدتقی بهجت فومنی زاده 25 شهریور 1295 در فومن به دنیا آمد. وی از عرفای بنام و از مراجع تقلید شیعه بود. او از شاگردان «محمدحسین غروی اصفهانی» و «سید علی قاضی» بود و از جانب سید علی قاضی لقب « فاضل گیلانی» گرفته بود. وی در 92 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان ولیعصر قم درگذشت و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.
وی در مورد لزوم دعا برای تعجیل فرج و شرایط و نتایج آن میگفت:چه مصائبی بر امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف که مالک همه کره زمین است و تمام امور به دست او انجام میگردد، وارد میشود و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟ او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد و ما چقدر از مطلب غافلیم و توجه نداریم! کسانی که در خواب و بیداری تشرف حاصل نمودهاند؛ از آن حضرت شنیدهاند که فرموده است:« برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید». خدا میداند تعداد این دعاها باید چقدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آید. قطعاً اگر کسانی در دعا جدی و راستگو باشند و به ناراحتی اهلبیت علیهمالسلام مهموم، و به سرور آنان مستبشر باشند، مُبْصَراتی خواهند داشت و قطعاً مثل ما چشم بسته نیستند.
منبع: تسنیم
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:04
چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت همزمان با روز جهانی میراث فرهنگی دو رهبر ایرانی نصیر حیدریان و فرهاد فخرالدینی در شانگهای چین به اجرای برنامه خواهند پرداخت و ارکستر ایرانی را رهبری میکنند.
در بخش موسیقی کلاسیک نصیر حیدریان استاد موسیقی دانشگاه گراتس سمفونی ۹ دورژاک را رهبری میکند.
بخش موسیقی ملی شامل ۹ قطعه بدون کلام است که دو اثر از فرهاد فخرالدینی و هفت قطعه از آهنگسازان دیگر مانند علی اکبر قربانی، شهرام توکلی، کاظم داوودیان و مازیار حیدری اجرا میشود.
ارسلان کامکار و حبیب جدیری به عنوان سولیست ویلن اعضای برگزیده ارکستر را همراهی میکنند. قطعه «به یاد جوانی» ساخته فخرالدینی را ارسلان کامکار و قطعه «چهارمضراب چهارگاه برای ویلن و ارکستر» ساخته فخرالدینی را جدیری اجرا میکند.
در این کنسرت ترکیب و گزیدهای از اعضای ارکستر سمفونیک و ارکستر موسیقی ملی حضور خواهند داشت که قطعات سمفونیک و موسیقی ملی را مینوازند. معرفی ظرفیتهای موسیقی ملی ایران و نیز موسیقی کلاسیک از اهداف این سفر است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:18
در این نمایشگاه ۴۰ اثر از هنرمندان خارجی نمایش داده میشود که اسامی این هنرمندان عبارتند از ولادیمیر کازانفسکی اکراین ، ولادیمیر آبرویان ارمنستان، توماس آنتونی هند، استفان دسپودوف بلغارستان، سیران کافرلی آذربایجان، سایت مونزو ترکیه، رومن دراگوستینف بلغارستان، رائد خلیل سوریه، پاول کنستانتین رومانی، پائولو دالپونته ایتالیا، اولگ درگاچف کانادا، نکدت ییلماز آمریکا، محیتین کوراغلو ترکیه، میروسلاو هاجنوس لهستان، میخائیل زلاتکوفسکی روسیه، میهای ایگنات رومانی، جیتت کاستانا اندونزی، جانوسز استفانیاک لهستان، ایسمت ولجویکا کرواسی، ایگور وارتچنکو مصر، گالیم بورانبایف قزاقستان، اری ازبک ترکیه، داچوان زیا چین، آتاناسیوس افتیمیادیس یونان، آنجل بولیگان مکزیک، آندری پوچکانیو بلاروس، آموریم برزیل، آلجاندرو تاستاس آرژانتین، آجیم سولاج آلبانی، یوری کوزوبوکین اکراین.
علاقمندان برای بازدید از این نمایشگاه میتوانند از ۲۸ اردیبهشت تا ۴ خرداد ماه ۱۳۹۵ از ساعت ۹ تا ۱۷ به نشانی تهران، خیابان شریعتی، تقاطع همت، خیابان گل نبی غربی، بعد از میدان شهید احمدی روشن (کتابی)، شماره ۴۴ مراجعه کنند.
مراسم افتتاحیه روز سه شنبه۲۸ اردیبهشت ماه سال جاری از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در مکان یاد شده برگزار خواهد شد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:18
یازدهمین ویژه برنامه «شب آواز ایرانی» شنبه ۲۵ اردیبهشت با حضور مشتاقان ساز و آواز اصیل كشورمان در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.
در این نشست ماهانه كه با هدف تجلیل از پیشكسوتان آواز ایرانی و همچنین كشف و معرفی چهرههای جدید به همت مركز موسیقی و مركز محافل و جشنوارههای حوزه هنری شكل گرفته است، هنرمندانی چون صادق میرزا میرزایی، سید محمد ذوالنوری، مژگان محمد حسینی، جلیل صادقی اشرافی، سینا مشفقی و هادی منتظری با صدای دلنشین ساز و حسین جعفری، سلیمان رضایی، جلال اسماعیلی و حسین علیشاپور با اواز خود برنامه هایی اجرا کردند. فاضل جمشیدی و نادر گلچین از هنرمندان پیشکسوت آواز در این برنامه سخنرانی کردند.
نادر گلچین در بخشی از این مراسم در سخنانی گفت: ۳۷ سال است به انتخاب خودم گوشه گیری را انتخاب كرده ام. با این حال به گذشته و به دوران كاری ام كه بازمی گردم می بینم هرآنچه بوده خودم را راضی نگه می دارد. در این سالها كه فضای موسیقی و آواز را رصد می كنم به این نتیجه رسیده ام كه متاسفانه به جای این كه رو به پیشرفت و ترقی برویم، افت كرده ایم. این پسرفت به ویژه در ارتباط موسیقی و شعر به چشم می خورد و نیاز به اهتمام ویژه داریم.
گلچین با اظهار امیدواری از این كه هنر موسیقی ما گام های بلندتری در آینده بردارد، اظهار کرد: خاطره ای از دیدار با استاد موسی معروفی پدر جواد معروفی دارم. او در دیداری كه داشتیم به من گفت كار تو را می پسندم زیرا به جای این كه مدام مثل برخی از خوانندگان، بی هدف «چه چه» بزنی، برای شعر و بیان شعر ارج و ارزش قائلی. او می گفت سال های زیادی در موسیقی كار كرده ام و نمی دانم برخی اصوات بی مفهوم چه چیزی نصیب شنونده می كند كه عده ای این قدر روی آن اصرار دارند.
گلچین خطاب به خوانندگان جوان گفت: باید به جای تكرارهای اشتباه بعضی اساتید، به سمت جلو قدم برداریم. در موسیقی افتخارمان به شعرمان است و توجه به ادبیات فارسی را باید هدف قرار دهیم و به بیان و لحن بیشتر توجه كنیم چرا كه شعر و ادبیات ما گنجینه بزرگی است كه در دست داریم و حیف است از آن بهره نبریم.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:18
سمیه رمضان ماهی/ بخش هنری تبیان

کلایو بل با مطرح کردن چیزی به نام فرم معنادار، چشم اندازی جدید را در پیش روی هنر مدرن گشود. در مقاله گذشته به بسط آراء وی پرداخته شد. با این حال باید گفت هرچند آراء کلایو بل در زمانه خود تأثیری چشمگیر گذاشت، اما مورد نقدهایی جدی نیز واقع شد که مهمترین آن بدین شرح است:
اول آنکه اگر دو اثر عین به عین هم باشند و به دلیل کمبودهای تاریخی نتوان گفت کدام یک از روی دیگری کپی شده، تکلیف چیست؟
با توجه به توضیحاتی که در مقاله گذشته داده شد، بل تنها اثر اصیل را دارای فرم معنادار می داند و اثر کپی را به دلیل آنکه نمی تواند از حالات ذهنی خاص هنرمند تقلید کند، فاقد داشتن فرم معنادار و در نتیجه بی ارزش می داند. اما همین امر محدودتی جدی را در آثار هنری ایجاد می کند و آن اینکه برای آنکه اثری هنر محسوب شود، حتما باید هنرمند آن شناخته شده باشد و در ثانی ثابت گردد که در زمان خلق اثر، دارای احساسات اصیل نیز بوده است! آثار بسیاری از تمدن های گذشته برای ما باقی مانده که با توجه به این محدودیت ها، نمی توان برای آن ها ارزش هنر قائل بود و همین موضوع به عنوان نقطه ضعف این نظریه محسوب می شود.
مشکل دوم درباره خود واژه "فرم معنادار" است؛ به رقم تلاش های زیاد، بل نتوانسته تعریفی صریح و واضح از فرم معنادار ارائه دهد. از لابه لای کتاب بل می توان نتیجه گرفت فرم، از ارتباط و الگویی میان خطوط، سطوح و رنگها حاصل می شود، اما "معنادار" چیست؟ بل می گوید فرم معنادار آن چیزی است که حس زیبایی شناسی را بر می انگیزد. اما اگر از وی بپرسیم حس زیبایی شناسی چیست؟ می گوید آن قسم از احساس است که تنها به واسطه شیء هنری و وجود فرم معنادارِ آن، در مخاطب شکل می گیرد. به عبارت دیگر، نظریه بل دور باطلی میان فرم معنادار و حس زیبایی شناسی است! چرا که ادراک هر یک به واسطه دیگری ممکن است.
بل، حس زیبایی شناسی را احساسی پرشور می داند که تنها توسط افرادی خاص قابل فهم است. جدای از آن که خیلی از حس ها، پر شور هستند نقد جدی دیگری که بر این بخش از آراء بل وارد می شود، نخبه گرا بودن این نظریه است. ادراک فرم معنادار چیزی نیست که قابل انتقال، قابل اثبات و یا بحث پذیر باشد. به عبارت دیگر یا شما دارای این قابلیت هستید که فرم معنادار را در اثر هنری شهود کنید یا نیستید! در وادی هنر، که ادراک اثر هنری با مقولاتی چون آموزش، تجربه و بینش ارتباطی تنگاتنگ دارد، چنین دیدگاه نخبه گرایانه ای دور از نگاه حرفه ای به مقوله هنر است.
و آخرین اشکال، آن که بل در نظریات خود به دنبال تعریفی کلی و یکّه از هنر است که این هدف با توجه به وجود و تنوع شاخه های گوناگون هنری ، گستره فرهنگ ها، تاریخ، مذاهب، سنت ها و ارزش های بومی امری محال می نماید.
اما نظریه بل دو جنبه مثبت نیز دارد:
اول آن که چیزی به نام "بازنمایی" را که تا پیش از این جزء لاینفک اثر هنری می نمود از پیکره هنر جدا نموده و این امر سبب آزادسازی ذهن هنرمند از جهان واقع و سیر در عالم ذهنی شد و زمینه را برای ظهور هنر اکسپرسیونیسم و آبستره فراهم آورد.
دوم آن که اثر هنری را از بستری که در آن ساخته شده رها کرد؛ به عقیده بل اثر هنری نه به لحاظ تاریخی و نه به دلیل هنرمندِ خود، اثر هنری محسوب می شوند، بلکه چیزی در درون آثار هنری هست که آن را از هر نوع وابستگی به بسترِ شکل گرفته در آن (چه تاریخی و چه روحیات و افکار هنرمند) بی نیاز می کند و آن داشتن فرم معنادار است. این نگاه باعث شد حساسیت هایی که پیش از آن در روانشناسی هنرمند برای ادراک اثر صورت می گرفت، کنار گذاشته شود و خود اثر هنری، با نگاهی مستقل مورد واکاوی قرار گیرد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:35

احمد شایق، هنرمند تجسمیکار قرآنی گفت: ابداعات و ابتکاراتی که بعضاً از سوی برخی از هنرمندان در عرصه آفرینش آثار قرآنی صورت میگیرد علیرغم تلاشی که در معرفی این آثار انجام میشود چندان مورد توجه مسئولان و هنردوستان واقع نمیشود.
وی گفت: شیوهای ابتکاری را در حوزه معرق فلز و کتابت قرآن به این روش اختیار کردم و با آن کاری نو و بدیع را در زمینه هنر قرآنی به انجام رساندم که نیاز به معرفی مناسب و حمایت درخور مسئولان دارد و اگر مبانی آن در قالب برپایی کارگاههایی تبیین و آموزش داده شود میتواند علاقهمندان زیادی را به سمت خود جلب کند.
شایق تصریح کرد: در روش ابتکاری که من آن را اتخاذ کردهام، حروف قرآنی از روی ورقه فلز برش خورده و سپس روی ورقه دیگری سوار شده و با استفاده از جوشکاری روی صفحه تثبیت میشود و پس از آن با استفاده از دستگاه فرز، حروف پرداخت شده، به شکلی که در پایان تصور میشود حروف روی آن ورقه با استفاده از ابزار برجستهکاری شده است.
این هنرمند تجسمیکار یزدی در ادامه گفت: نمونههایی از این هنر ابداعی که به تأیید اتحادیه صنف زرگران یزد رسیده است در موزه رضوی یزد وابسته به آستان قدس رضوی نگهداری میشود و قصد دارم آثار بیشتری را با این شیوه در زمینه نگارش آیات قرآن خلق کنم.
وی افزود: تصور میکنم که ارائه این شیوه هنری در کتابت قرآن، بتواند با معرفی و حمایت درست، مورد توجه فعالان هنری در سطح کشورهای اسلامی قرار گیرد که البته به این دلیل مراجعاتی به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی داشتهام، ولی راه به جایی نبردهام، اما بسیار علاقهمند هستم که حداقل در نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم حضور داشته باشم و این شیوه ابداعی را به علاقهمندان و بازدیدکنندگان عرضه کنم که البته یک بار هم به صورت حضوری به معاونت قرآن و عترت مراجعه کردهام، اما استقبال چشمگیری از هنر ابداعی من از سوی مسئولان به عمل نیامد.
شایق در پایان گفت: برای ابداعات در زمینه هنر قرآنی و پس از آن فراگیری و نشر آن به شکلی جامع و اصولی نیاز به صرف هزینه زیادی است که شاید در بدو امر از عهده هنرمندان و فعالان این عرصه خارج باشد، لذا باید مسئولان فرهنگی و هنری اهتمام ویژهای به شناسایی، حمایت و نشر و ترویج این هنرهای ابداعی داشته باشند که در آن صورت عواید مادی و معنوی آن هم متوجه هنرمند و هم مسئولان و سازمانهای هنری و فرهنگی خواهد شد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 26 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:54
کنسرت آلبوم «دخت پریوار» به آهنگسازی مهیار علیزاده و صدای علیرضا قربانی ۱۹ تا ۲۲ خرداد ماه در تالار وحدت تهران برگزار می شود.
علیرضا قربانی قرار است که پس از مدتها در پایتخت روی صحنه برود و قطعات آلبوم جدیدش دخت پریوار را اجرا کند به همین دلیل دستاندرکاران این کنسرت برنامهریزی مفصلی برای اتفاقات روی صحنه تدارک دیدهاند. رضا موسوی کارگردان کنسرت خواهد بود. او به همراه تیم اجرایی در حال آمادهسازی جلوههای بصری و ویژوال افکتهای متنوع هستند تا مکمل اتفاقات موسیقایی اجرای زنده «دخت پریوار» باشد.
اما مهیار علیزاده درباره رپرتوار کنسرت دخت پریوار گفت: رپرتوار اجرایی کنسرت شامل قطعات منتخبی از از آلبوم دخت پریوار و همینطور چند قطعه از آلبوم «حریق خزان» است. در این كنسرت علیرضا قربانی سولیست آواز، من به عنوان آهنگساز و سرپرست و رضا موسوی هم کارگردان اجرا است. ضمن اینکه علی رضوی، مجید روغنی و مهسا نعمت هم در بخش اجرایی کنسرت حضور خواهند داشت.
او درباره نوازندگان حاضر در برنامه هم گفت: میثم مروستی، سامان صمیمی، نیلوفر محبی، پریسا پیرزاده، آتنا اشتیاقی، فرشید پاتینیان، حسام صدفینژاد، باربد بیات، غزل مهدوی، همایون نصیری، پیمان حاتمی، بهرخ شورورزی، مهدیه صفدریو، رکسانا صرافی نوازندگان گروه اجرایی این کنسرت هستند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 26 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:54
سالن بزرگ گراند پاله پاریس میزبان اشیا غریب و بزرگ است. از سال ۲۰۰۷ نمایشگاه «مانیومنتا» گراند پاله به نمایش نوبتی آثار هنرمندان مختلف اختصاص داده شده که این بار چیدمان هوانگ یونگ پینگ به نام «امپراتوری ها» (Empires) استعاره ای از قدرت، سرمایه و جهانی شدن در نمایش است.
مسئول این نمایشگاه می گوید: «چیدمان پر از علایم و نماد است. اژدها نماد یک بازی است که سرزمینی را در برگرفته است، محفظه ها می توانند نمادی از بازی چینی موسوم به ما جونگ و کلاه ناپلئون هم نماد شطرنج است. این سه المان نماد بازی قدرت و استراتژی جهانی شدن هستند. البته اضافه می کنم که کانتینرها نماد ثروت های جابجا شده و یا انتقال و محافظت از فرودستان است. بازی و فضای بین این دو دسته از موضوعات مورد توجه این هنرمند است.»
هوانگ یونگ پینگ (Huang Yong Ping) پس از تظاهرات معروف میدان «تیان آن من» پکن در سال ۱۹۸۹ به پاریس مهاجرت کرد. او هفتیمن هنرمندی است که عهده دار برپایی چیدمان در نمایشگاه مانیومنتا (Monumenta) گراند پاله شده است. هنرمند چینی می گوید: «بخشی از این پروژه برداشت و تجربه شخصی من است. ولی امروز دنیا به عنوان یک عنصر مهم تاثیر خود را در آن گذاشته است. این پروژه نمی تواند با واقعیت جهان امروز بی ارتباط باشد.»
چیدمان شامل ۳۰۵ محفظه روی هم چیده شده، ۳۱۵ ستون مهره و ۵۶۸ دنده است که در چهار کارخانه در فرانسه و چین ساخته شده است. کل مجموعه با وزن تقریبا ۱۰۰۰ تن، توسط ۶۰ نفر طی ۱۱ روز نصب شده است. نمایشگاه «امپراتوری» اثر هوانگ یونگ پینگ، هنرمند چینی تا ۱۸ ژوئن در گراند پاله پاریس در نمایش است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 26 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:54
فرآوری: سمیه رمضان ماهی- بخش هنری تبیان

میرزارضایی از نقاشان خوب و جوان کشورمان است که تاکنون نمایشگاه های بسیاری را برگزار و رزومه خوبی برای خود فراهم آورده است. وی در تابلوهای جدیدش به روال کارهای همه این سال ها شرایط زیستی انسان ها را در نظر داشته و تجربه اضطراب و نگرانی را بازنمایی کرده است. انسان ها در جهان ذهنی میرزارضایی اغلب از جایگاه خود کنده شده و شکلی از عدم تعلق و بی وزنی دلهره آور را به نمایش می گذارند.
آثار میرزارضایی همان طور که نصرت الله مسلمیان گفته، در زمانه ای حضور خود را به رخ می کشند که ارزش مبادله بر جامعه حاکم است و بخش مهمی از دست آوردهای کیفی به معادل های کمّی تبدیل می شوند. امروزه رسانه های همگانی و گفتمان رسمی ایدئولوژیک کوشش می کنند دست آوردهای شخصی افراد در هنر را تخریب و از آنها در جهت اغراض خود بهره برداری کنند. در برابر این کمّی سازی فراگیر شناخت شکافهای ایدئولوژیک هر موقعیت دست یابی به شیوه های بدیلی را فراهم میسازد که ما را به فهم عمق و پیچیدگی واقعیت ها نزدیک می کند. درک سرشت تناقض آمیز جامعه امروزی و فرا رفتن از باوری هنری که نوعی تمامیت ارگانیک را در آثار هنری تایید می کند عملا گستره ای را برای تولید آثار هنری باز می کند که در عین ناتمامی و قطعه قطعه بودن راه را برای واکنشهای مکمل مخاطبان باز می گذارد نفی فیگور ارگانیک و دست یابی به فیگور مدرنی که حاصل تخریب فیگور ارگانیک است آثار فیگوراتیو نقاش را به شکلی رادیکال در جهت دست یابی به واقعیت اجتماعی و رسیدن به فرمی بیانگر نشان می دهد. توان بالای طراحی نقاش به همراه انتخاب سنجیده خاکستری های رنگی که اغلب در بستر کنتراست تیره و روشن مورد استفاده قرار گرفته است تعادلی معنا دار را میان گرایشهای احساسی هنرمند و گذاره های مفهومی او ایجاد می کند. کاربرد غیر نمادین رنگ درسطوح وسیع به شکل گیری نوعی وحدت در فضای بصری آثار نقاش منتحی می شود گرایش به فضاهای خالی در روندی پیچیده از حذف های فراوان امکان تاویل پذیری آثار را در جهت مشارکت مخاطبین به شکلی وسیع فراهم می کند. فیگورهای نقاش اغلب در موقعیتی تعلیقی قرار دارند موقعیتی پارادوکسی کال که برای آنها و مخاطبین آثار او در یک فرایند از معنا آفرینی به سرانجامی اطمینان بخش نخواهد رسید. تمرکز موضوعی روی زنان باعث نمی شود که نقاش ایده های دست مالی شده فمینیستی را هدف قرار دهد بلکه در بیشتر موارد حکایت از استنتاجهای انسانی و فراجنسیتی او دارد. آثار علیرضا میرزا رضایی به شکلی تاثیر گذار و بسیار قانع کننده نوید حضور نقاشی موفق را نشان می دهند که درک هنر و هنرمند از جایگاه اجتماعی خویش را یادآوری میکند.
آثار این نقاش جوان به شکلی تأثیرگذار و قانع کننده نوید حضور نقاشی موفق را می دهد که درک هنر و هنرمند از جایگاه اجتماعی خویش را یادآوری می کند. علیرضا میرزارضایی، نقاش 44 ساله، از دوران طفولیت ناشنوای کامل است. او دیپلم خود را از هنرستان هنرهای تجسمی پسران تهران گرفت و پس از آن وارد دانشگاه شد و مدرک فوق لیسانس نقاشی را اخذ کرد. او در سال های ۷۵ تا ۸۰ نمایشگاه های انفرادی بسیاری را برگزار کرد اما به دلیل مشکلات شخصی، فعالیت های خود را متوقف کرد و شروع دوباره کار وی از سال ۹۱ بود که منجر به برگزاری نمایشگاهش در گالری الهه شد. میرزارضایی هم اکنون در هنرستان سیدجمال الدین اسدآبادی مشغول تدریس است.
گالری الهه در بلوار آفریقا، منتهای گلفام، خیابان نازنین، بن بست امینی، شماره ٣ واقع است. علاقه مندان می توانند هرروز از ساعت چهار تا هشت بعدازظهر از این نمایشگاه بازدید کنند.
منابع:
شرق
سایت گالری الهه
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 26 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:29
آقای روحانی! در اشتباه پادشاهان هستید
علی رهبری مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران با نوشتنِ نامه ای سرگشاده به حسن روحانی رئیس جمهوری ایران، او را از پشت پرده های این روزهای موسیقی ایران باخبر کرد.

علی رهبری مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران که به نشانه اعتراض ایران را ترک کرد، این روزها در وین اتریش به سر می برد. پس از اینکه مسئولان بنیاد رودکی و معاونت هنری حاضر به امضای قرارداد یک ساله با نوازندگان ارکستر نشدند، علی رهبری جلسه شورای ارکسترها را به نشانه اعتراض ترک کرد. علی رهبری که چندین ماه پیش با نوشتنِ نامه ای به رئیس جمهور او را از خطرِ تعطیلی ارکسترها و مشکلات موجود آگاه کرده بود، این بار پس از ترک ایران نامه ای به حسن روحانی رئیس جمهور ایران نوشته است.
متن این نامه به شرح زیر می آید:
جناب آقای دکتر حسن روحانی رییس جمهور محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و ادب
چه بکنیم و کجا برویم تا شما به نامه های ما در زمان ریاست هم توجه بفرمایید.
حدود 5 ماه پیش نوشتیم که جناب آقای رییس جمهور به فریاد ما برسید، نه تنها اقدامی نفرمودید بلکه شرایط ما را به خاطر نوشتن آن نامه سخت تر و پیچیده تر هم کردید و عده ای را هم به جان ما انداختید.
این هم آخرین نامه خدمت شما
جناب رییس جمهور
می گویند اطرافیان دربار ها به پادشاهان همیشه می گفتند "خیالتان آسوده باشد، شهر امن و امان است" البته آنها می دانستند که در حقیقت این پادشاهان بودند که دوست داشتند این خبر ها را فقط به این صورت بشنوند.
آیا شما هم دچار این گرفتاری شده اید؟
آیا شما نمی دانید که وضع هنرمندان گذشته از یک گروه خاص و یک باند بقیه به هیچ وجه بهتر نشده است؟
آیا در رسانه ها هم نمی خوانید با ما چه می کنند؟
آیا واقعاً نمی دانید 75 نفر نوازنده ارکستر سمفونیک 3 ماه است دستمزدی از دولت دریافت نکرده اند؟
آیا واقعاً نمی دانید که بیش از 8 ماه نوازندگان هیچ گاه حقوق ماهانه دریافت نکرده اند؟
آیا واقعاً نمی دانید ارکستر سمفونیک تهران 4 روز دیگر به فستیوال جهانی شانگهای نمی رود چون که نوازندگانش قراردادی ندارند؟
اگر نمی دانید باعث خجالت بنده، اگر می دانید باعث آبروریزی بنده است و اگر دوست دارید وزیر محترم ارشاد به شما گزارش دهد که خیالتان راحت باشد در اشتباه پادشاهان هستید.
من قادر به سخن گفتن در موارد دیگر به جز موسیقی نیستم.
آیا شما واقعاً نمی دانید که با هنرمندان به خصوص موسیقیدانان در زمان شما رفتار درستی نمی شود؟
می گفتند در زمان آقای احمدی نژاد به موسیقی دانان بی اعتناعی شده؛ صد رحمت به بی اعتناعی تا بی احترامی.
یک سال و نیم پیش با عشق و امید با دعوت دولت، به مملکتم آمدم و 2 روز پیش بعد از 14 ماه ایران را با غم و ناامیدی فراوان ترک کردم. دولتی که در عمل نیاز به افرادی مانند من ندارد و به من و امثال من کمال بی احترامی را داشته است.
در دوران تبلیغات انتخابات ریس جمهوری، من هم مانند بسیاری از ایرانیان دور از وطن لذت بردم از اینکه جناب عالی قول دادید ارکستر ها را دوباره باز می فرمایید، کار ها را رها کردم و تصمیم گرفتم بعد از سال ها دوری از وطن و کار در کشور های دیگر به عنوان مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران برای بهبود وضع این ارکستر تلاش کنم، غافل از اینکه صحبت شما واقعاً سمبولیک بوده و بیشتر جنبه تبلیغات فرهنگی داشته و دولت شما هیچ گونه آمادگی برای این کار به خصوص از نظر مدیریت نداشته است.
غافل از اینکه شما ما را در اختیار وزارت خانه ای می گذارید که ساختمان مدیریتش به علت باندبازی مخصوص مانند یک هرمی آجری شده که هرچه بالا تر می روی قدرتش کمتر می شود، هرم آجری که آجر های پایین فقط بالایی ها را نگه داشته اند.
غافل از اینکه شما ماه ها حقوق این نوازندگان و خوانندگان کُر را پرداخت نخواهید کرد.
غافل از اینکه به ما اجازه انتقاد به مسئولین داده نمی شود در غیر این صورت تهدید و تحریم می شویم.
غافل از اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد شما توسط افرادی اداره خواهند شد که اصلاً ارتباطی با این وزارتخانه ندارند.
آقای رییس جمهور، تعارف و زبان بازی را کنار بگذاریم و برویم سر مشکلات عظیم.
ارکستر سمفونیک تهران با گروه کُر جمعاً حدود 130 نفر در اسفند ماه 93 با سمفونی 9 بتهوون بدون حضور شما کارش را شروع کرد و 14 ماه کار کرد.
نتیجه
ارکستر دراختیار بنیاد رودکی گذاشته شد، در اختیار بنیادی که کارش از همان روزهای اول به علت عدم آشنایی مدیرعامل آن بهرام جمالی نوازنده متوسط سه تار توسط افرادی از خارج بنیاد اداره می شد.
در این بنیاد آقای جلال مشفق برادر همسر محترم معاونت هنری آقای علی مرادخانی که به طور رایگان کار می کردند مدیر اصلی بودند و مدیرعامل آقای جمالی بدون تأیید و دستور ایشان کاری انجام نمی دادند.
این آقای مشفق به علت نداشتن فرهنگ کافی برای رشته ما از مشاوری به نام تهمورث پورناظری نوازنده متوسط تنبور کمک می گرفت، آقای پورناظری هم با آقای نوربخش می آمد و اینها به مرور زمان حتی هیئتی شدند که تمام تصمیمات آقای جمالی مدیرعامل بنیاد را دستور می دادند، ترکیب این 4 نفر ناوارد به ارکستر سمفونیک ما را به جایی رساند که مجبور شدیم از آنها انتقاد کنیم، آقایان نوربخش و پورناظری حتی به بنده پیشنهادی در مورد واگذاری ارکستر به یک شرکت خصوصی (که به آنها ارتباط شخصی ندارد) دادند؛ بگذریم که بنده رغبتی نشان ندادم.
برای بنده که به عنوان تنها ایرانی مسئولیت این شغل رهبری و مدیریت ارکستر را حدود 40 سال در کشورهای مختلف به عهده داشته ام این وضع غیرحرفه ای غیر قابل تحمل شد.
برای شما نامه نوشتیم، از شما خبری نشد، رفتیم خدمت آقای معاون وزیر، ایشان هم قول 4هفته ای دادند که البته هیچ کاری انجام نشد، بعد هم متوجه شدیم که این 4 نفر بدون اجازه آقای مرادخانی آب نمی خورند، بالاخره رفتیم خدمت آقای علی جنتی وزیر محترم، ایشان هم قول هایی دادند ولی در نهایت در ماه سیزدهم درک و کشف کردیم که آقای وزیر هم بدون موافقت این گروه ها کاری نمی کند.
گروهی که آقای مرادخانی آنها را با خودشان از سال ها پیش آورده اند و باید در تمام این موارد این گروه راضی باشد.
آخر سر هم به جای رسیدگی به مشکلات ما شورایی تشکیل دادند که این گروه نا وارد به نام شورا برای بنده و آقای فخرالدینی تصمیم بگیرد.
جلوی بنده هم قراردادی گذاشتند که مفاد آن می تواند باعث افتخار دولت شما باشد؛ اول اینکه تصمیمات هنری که هیچ مشکلی در آن وجود نداشته به دست یک شورایی اداره شود که اکثریت اعضای آن اصلاً اطلاعی در این رشته ندارند و دوم اینکه بنده مانند کشور های کمونیستی سابق تعهد می دهم که دیگر رابطه ای با رسانه های رادیو و تلویزیون مملکت خودم نداشته باشم (آیا این نکته آخر همان نیست که دولت شما مرتب می گوید "با ممنوع کردن صوتی و تصویری مخالفیم"؟).
حالا ببینید اعضای شورای هنری ارکسترهای دولتی چه کسانی هستند؛
محمد سریر دوست ارجمندم عضو اغلب شوراهای مملکت به خصوص مربوط به آقای مرادخانی کارمند سابق وزارت خارجه و آهنگساز بسیار متوسط بدون هیچ گونه ارتباط با ارکستر سمفونیک (ما ده ها استاد و آهنگساز قوی تر و باتجربه تر در خود ایران داریم)
داود گنجه ای دوست ارجمندم نوازنده خوب کمانچه ولی فاقد هرگونه تجربه ارکستر سمفونیک عضو اغلب شورا های مملکت و مربوط به آقای مرادخانی (ما ده ها شخصیت بالا تر در خود مملکت داریم)
حمیدرضا نوربخش خواننده متوسط سنتی ولی فاقد هرگونه ارتباط با موسیقی کلاسیک و ارکستر سمفونیک مدیرعامل خانه موسیقی و عضو هر کاری که آقای مرادخانی انجام می دهند (ما در ایران ده ها نفر در سطح بالا تر داریم)
فریدون شهبازیان نوازنده 40 سال پیش ارکستر سمفونیک
ریاحی نوازنده 40 سال پیش ارکستر سمفونیک
آقای محمدسعید شریفیان آهنگساز بسیار خوب تنها شخصی که به کار ما وارد هستند
آقای بهرام جمالی نوازنده بسیار متوسط سه تار، حقوق دهنده و شخصی که با اجازه بقیه و آقای مرادخانی این افراد را انتخاب کرده است.
حالا آخر کار این افراد را آوردند که ما را فراری بدهند که دادند.
آقای رییس جمهور، از ما که گذشت ولی اگر واقعاً تصمیم دارید کار درستی در این راه انجام شود جلوی این بلبشوی افتضاح را بگیرید تا ولو اینکه دوباره انتخاب نشوید از شما به عنوان یک هنردوست نام برده شود.
با احترام
علی رهبری
وین
منبع: تسنیم
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:43
مخاطبان در انتظار «دخت پری وار»

این برنامه در حالی به میزبانی تالار وحدت روی صحنه خواهد رفت که تا کنون فروش بلیت هایش با استقبال بسیار خوب علاقه مندان رو به رو بوده و احتمال تمدید کنسرت برای دومین بار وجود دارد.
چندی پیش سامانه «ایران کنسرت» برای فروش بلیت های این برنامه در روزهای 19 و 20 خرداد در اختیار مخاطبان قرار گرفت اما در ادامه دو شب بعد هم به تاریخ های این برنامه اضافه شد. علیرضا قربانی قرار است که پس از مدت ها در پایتخت روی صحنه برود و قطعات آلبوم جدیدش دخت پری وار را اجرا کند. به همین دلیل دست اندرکاران این کنسرت برنامه ریزی مفصلی برای اتفاقات روی صحنه تدارک دیده اند. «رضا موسوی» کارگردان کنسرت خواهد بود و او به همراه تیم اجرایی در حال آماده سازی جلوه های بصری و ویژوال افکت های متنوع هستند تا مکمل اتفاقات موسیقایی اجرای زنده دخت پری وار باشد.
اما «مهیار علیزاده» درباره رپرتوار کنسرت دخت پری وار گفت: «رپرتوار اجرایی کنسرت شامل قطعات منتخبی از از آلبوم دخت پری وار و همینطور چند قطعه از آلبوم «حریق خزان» است. در این کنسرت علیرضا قربانی سولیست آواز، من به عنوان آهنگساز و سرپرست و رضا موسوی هم کارگردان اجرا است. دوستان خوبم «علی رضوی»، «مجید روغنی» و «مهسا نعمت» هم در بخش اجرایی کنسرت حضور خواهند داشت.»
او درباره نوازندگان حاضر در برنامه هم گفت: «نوازندگانی در این برنامه حضور دارند که طی این سال ها همواره با ما همراه و همدل بوده اند. این گروه دوست داشتنی شامل هنرمندانی نظیر «میثم مروستی»، «سامان صمیمی»، «نیلوفر محبی»، «پریسا پیرزاده»، «آتنا اشتیاقی»، «فرشید پاتینیان»، «حسام صدفی نژاد»، «باربد بیات»، «غزل مهدوی»، «همایون نصیری»، «پیمان حاتمی»، «بهرخ شورورزی»، «مهدیه صفدری» و «رکسانا صرافی» است.»
منبع: تسنیم
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:43
فراوری: سمیه رمضان ماهی/ بخش هنری تبیان

جالب آنکه تمام مجوزهای لازم برای برگزاری این کنسرت، اعم از مجوز شورای تأمین استان، اداره ی اماکن و وزارت ارشاد گرفته شده بود و صورت جلسه ی شورای تأمین مبنی بر موافقت با برگزاری این کنسرت به رویت اعضای گروه رسیده بود، اما بنابر تصمیم های جدید دادستان نیشابور، این کنسرت لغو شد.
این برای دومین بار است که کنسرت کیهان کلهر نوازنده و آهنگساز شهیر ایرانی در کشور خودش لغو می شود.
گویی س ازها همچنان راهی به خراس ان ندارن د. این بار قرعه ب ه نام کیه ان کلهر افت اده و کنس رت این نوازنده بنام کمانچه بدون هیچ توضیحی به دستور دادس تان نیشابور لغو شد. اخیراً کنس رت علی زند وکیلی نیز در خراس ان لغو شد و در نامه ای ذکر ش ده بود ک ه "به محض فراهم آمدن ش رایط مطل وب در اولین فرصت نس بت ب ه برنامه ریزی اجرای یادشده در زمان و مکان جدید همکاری لازم با مؤسس ه (برگزارکننده) صورت خواهد پذیرفت.
هنوز شرایط مناسب برای نفس کشیدن موسیقی در خراسان مهیا نش ده. ادامه لغو کنسرت های دیگری که در اس تان خراس ان انجام شد، نش انه دیگری اس ت که گویا هنوز کش وقوس ها بر س ر اجراهای صحن ه ای و کنسرت ها در این اس تان ادامه دارد؛ این در حالی اس ت که هنرمندان خراسان نسبت به اجرای صحنه ای در مشهد اعتراض خود را از طریق امضای طومار و... به گوش مسئولان امر رسانده اند ولی این روند ادامه دارد. سریال لغو کنسرت ها این بار به لغو اجرای کلهر در نیشابور رسید و قفل اجراهای صحنه ای در خراس ان هنوز با هیچ کلیدی باز نشده است. آیا به غیر از تلاش و پیگیری از سوی شهروندان کار دیگری می توان انجام داد؟ در مورد لغو کنسرت کلهر شایعاتی نیز بر سر زبان ها افتاد و با وجود شبکه های مجازی، سریعا پخش شد مبنی بر اینکه لغو کنسرت کلهر، به خاطر اعتراض خانواده شهدا بوده است! به همین جهت علاوه بر هنرمندان، خانواده شهدا نیز دست به کار شده و آستین بالا زده اند و نامه ای به رئیس جمهور نوشته و به این گونه تصمیمات و شایعه سازی ها اعتراض کرده اند.
بیش از دویست نفر از هنرمندان نیشاپور نامه ای به رییس جمهور نوشتند و از لغو پی درپی برنامه های فرهنگی و اعمال سلیقه های شخصی در این شهر گلایه كردند. آنها در این نامه نوشته اند كه لغو نخستین اجرای مهم ترین چهر ه بین المللی موسیقی ایران كیهان كلهر اتفاقی عجیب است. در بخشی از این نامه آمده است: «شگفت انگیز می نماید كه این گروه معتبر، پس از اخذ مجوزهای لازم از وزارت ارشاد، شورای تامین استان و شهرستان و تمهید هرآنچه در این باره لازم است و پس از خریداری تمامی بلیت ها توسط علاقه مندان پرشمار خراسانی، صرفا به دلیل نظر دادستان محترم از اجرا باز بماند. پذیرفتنی نیست كه با وجود اصول و مواد پرشمار در قانون اساسی و قوانین مرتبط در راستای حفاظت از حقوق شهروندی و استقرار حاكمیت قانون، نظاره گر چنین رفتارهایی باشیم. مگر نه اینكه مطابق اصل ٣٧، ٢٠ و ٢٢ قانون اساسی، اصل بر برائت افراد بوده و همگان حق دارند در پرتو امنیت قانون زندگی كرده و شغل شان از تعرض مصون بماند؟ چگونه است كه «قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی» و «بخشنامه حقوق شهروندی» صادره ریاست محترم وقت قوه قضاییه زیر پا گذاشته شده و نادیده گرفته می شود؟»
در بخش دیگر این نامه همچنین خطاب به رییس جمهور آمده است: «رای به شما، رای به بازگشت حاكمیت قانون بود. رای به شما، رای به حقوقدانی است كه تعهد به اجرای بدون تنازل قانون اساسی داشته و یكی از مهم ترین وعده های انتخاباتی اش، اجرای حقوق شهروندی بوده است. حال، چشم امید مردمان به تدبیر شما دوخته شده. لغو پی در پی برنامه های پربار فرهنگی، انبوهی از اندوه را بر شانه های خسته جماعتی آوار كرده كه دغدغه ای جز تعالی و پیشرفت كشورشان ندارند. عمق این جراحت زمانی بیشتر می شود كه برنامه های مزبور، دارای مجوزهای گوناگونی بوده كه پس از سختگیری های فراوان و طاقت فرسا و اعمال سلیقه های شخصی صادر شده اند.»
هنرمندان این شهر در این نامه به استناد اصل ١١٣ قانون اساسی خواستار شده اند كه نهادهای مسوول در برابر این بی قانونی پاسخگو باشند «یك بار برای همیشه به این رویه نامبارك پایان بخشیده اجازه ندهند قانون اساسی كه عالی ترین میثاق ملی و ثمره جان و مال و ناموس هزاران جان بر كف است، زیر بار چنین انحراف هایی خمیده شود.»
علاوه بر هنرمندان نیشابوری و با وجود اینكه دادستان شهر نیشابور دلیل لغو كنسرت را به خاطر فرزندان شهدا و جانبازان اعلام كرده بود، كانون همبستگی فرزندان شاهد نیشابور درباره لغو كنسرت موسیقی با درخواست خانواده شهدای این شهر نیز بیانیه ای را صادر كرده است:
«به استحضار می رسانیم ما فرزندان شهدا با اجرای برنامه هایی كه موجب شادی و نشاط مردم عزیز در چارچوب قانون و اصول فقهی مقام معظم رهبری باشد مخالفتی نداشته و هیج درخواستی از طرف خانواده شهدا در اعتراض به برگزاری كنسرت فوق الذكر در نیشابور به این كانون نداشته ایم. به همین منظور حق این كانون می دانیم به مسوول محترمی كه این مطلب را بیان داشته اند اعلام كنیم تا از شأن و جایگاه خانواده شهدا در بیان تصمیمات شان استفاده نكرده ونگاه مثبت مردم شریف را نسبت به خادمین ولایت و ملت منفی نكنند.»
لازم به ذکر است که پیشتر نیز کنسرت کیهان کلهر در تهران همراه با «بروکلین رایدر» لغو شده بود و کیهان کلهر پس از لغو کنسرت خود اعلام کرد: تا زمانی که فرهنگ و هنر ایران، گروگانِ زورگیری و زورآزمایی جناح های سیاسی است و خط مشی مشخصی برای این گونه فعالیت ها تعریف و اجرا نشده، از انجام هرگونه فعالیت در ایران خودداری خواهد کرد. با این وجود تور کنسرت این نوازنده کمانچه بار دیگر آغاز شده هر چند باز در شروع به مشکل لغو، آن هم بدون هیچگونه توضیحی و پس از فروش کامل بلیط ها و اخذ تمامی مجوزها، برخورده است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:43
سمیه رمضان ماهی - بخش هنری تبیان
از سویی دیگر با ابداع فن عکاسی، بازار هنر نقاشی رو به کسادی نهاد و هنرمندان نقاش به دنبال راهی برای برون رفت از این معضل بودند. این راه از طریق فیزیک نور و رنگ فراهم شد و هنر امپرسیونیسم از دل آن متولد گردید. اما این سبک هنری با استقبال زیادی مواجه نشد. در همین زمان، اندیشمندانی چون "کلایو بِل" آرایی ارائه دادند که سبب پذیرش و استقبال از این سبک گشت. در این نوشتار به بررسی آراء تفکری بِل خواهیم پرداخت.
همانطور که گفته شد، نظریه کلایو بل، با دیدگاهی زیبایی شناسانه، تلاش داشت زمینه ای را فراهم آورد که هنر مدرن در آن جدی گرفته شود. هنرمندی که به طور خاص مد نظر کلایو بل قرار گرفت و سبب چنین تلاشی شد، پل سزان ، هنرمند پست امپرسیونیسم بود که امروزه با مناظر و طبیعت بی جان های خود مشهور است و به عنوان پدر کوبیسم شناخته می شود.

کلایو بل کتاب خود را تحت عنوان "هنر" (Art) در سال 1914م. نگارش کرد و در آن به بسط اندیشه های خود پرداخت. عنوان اولیه کتاب، رنسانس جدید بود و وی می خواست جایگاهی همچون وازاری (نویسنده مشهور تاریخ هنر در عهد رنسانس) برای خود در عصر حاضر بیافریند و همچون او دریچه ای نو و شگرف را در اذهان انسان مدرنیته بازگشاید.
شاید بتوان گفت، نظریه بل از آن دست نظریات زیبایی شناسی است که چیزی به نام نیت هنرمند، و همچنین پس زمینه تاریخی و اجتماعی را قبول ندارد؛ به عبارتی دیگر، هرچند وی به دنبال پاسخ دادن به پرسش "هنر چیست؟" است، اما پاسخ را تنها در خودِ اثرِ هنری، و نه در زمینه تولید اثر و یا هنرمند اثر، می جوید.
به عقیده بل، برای یافتن پاسخی درخور به پرسش هنر چیست، کافی است فصل مشترک آثاری را که در مقوله هنر جای می گیرند بیابیم. آنوقت دیگر دارای معیاری مهم و قطعی خواهیم بود و می توانیم با این میزان، به قضاوت آثار هنری برخیزیم. بل فصل مشترک تمامی آثار هنری فاخر را داشتن چیزی به نام "فرم معنادار" می داند و به همین جهت می توان گفت این اصطلاح مهمترین بخش نگرش خاص وی است.
بل در کتاب خود چنین بحث می کند که ارزش آثار هنری در فرم معنادار است و این اصطلاح، با بازنمایی (representation) که در نظریه تقلید (mimesis) و پیش از این مطرح شده بود به کلی متفاوت است. توضیح آن که به نظر کلایو بل، هنر درباره زندگی نیست! و ارائه فضای سه بعدی تنها چیزی است که میان آرائ بل و بازنمایی مشترک است. بل نقاشی های توصیفی را آثاری می داند که دارای مؤلفه ای با عنوان بازنمایی هستند و اگر بر حس تأثیر می گذارند و جلب توجه می کنند، تنها به دلیل گیجی مطبوعی است که از احساس تجربه شده در مخاطب (تجربه زیسته) پدید می آورند. برای نمونه بل به نقد تابلوی ایستگاه پِدینگتُن اثر ویلیام پاول فریت می پردازد و می گوید این نقاشی جز توصیفی از یک لحظه خاص در ایستگاه نیست و فاقد فرم معنادار و در نتیجه فاقد معیارهای زیبایی شناسانه است.

از نظر بل، حس زیبایی شناسی، برابر با فهم ما از اثر هنری است. بنابراین فقط حوزه اشیاء زیبا را شامل نشده و می تواند در مورد آثار زشت نیز بکار رود. این نگاه خاص بل، بعدها در آراء کالینگوود پی گرفته شد و در نقد و توجیه آثار برآمده از جنبش اکسپرسیونیسم نقشی کلیدی بازی کرد.
خصیصه جالب توجه دیگر که نظریه بل را دارای اهمیت می کند، آن است که وی زیباییِ طبیعت را از زیبایی هنری جدا و متفاوت می داند؛ حس زیبایی شناسی به دلیل آن که نوع خاص و عمیقی از احساسات را بر می انگیزد، تنها در مواجهه با اثر هنری قابل حصول است و نمی توان آن را در دیدن منظره ای طبیعی و یا گلی زیبا تجربه کرد. از نظر وی، زیبایی طبیعت فاقد فرم معنادار است و به همین سبب دارای حس زیبایی شناسی نیست. انسان تنها به واسطه فرم معنادار است که می تواند نگاهی عمیق در عالم داشته باشد و دنیا را چنان که هست، ادراک کند و به خوانشی نو از آنچه در پشت ظاهر اشیاء است دست یابد.
اما واقعیت نهایی اثر هنری چیست؟و هنرمند در تولید اثر هنری کدام هدف را دنبال می کند؟ جوابی که بل به این پرسش می دهد، بالواقع گنگ و مبهم است، اما می توان گفت به طور کلی وی خلق فرم معنادار را به احساس هنرمند نسبت می دهد و می گوید بینش هنرمند، شیء را فی نفسه عیان می کند. یعنی هنر آن چیزی است که قابلیت آن را دارد تا واقعیت درونی هر چیز را ظاهر سازد. با توجه به ارتباطی که کلایو بل میان تولید اثر هنری و حس و خوانش شخصی هنرمند برقرار می سازد، واضح است که ار نظر او تنها آثار اصیل می توانند دارای فرم معنادار باشند و اثر کپی یا جعلی به دلیل آنکه خالق آن نمی تواند تمامی حس هنرمند اصیل تابلو را در خود ایجاد و تجربه کند. فاقد فرم معنادار است. به عبارت دیگر به عقیده بل، هرچند فرم دو اثر اصیل و کپی که عین به عین شبیه باشند، کاملا یکسان است اما آنچه اثر اصیل را خلق کرده، تنها حالات ذهنی خاص هنرمند است و این موضوع، کاملا غیر قابل کپی کاری و تقلید است.
نکته حائز اهمیت دیگر در نظریه بل آن است که وی تلاش می کند هنر را در حوزه "امر والا" (sublime) قرار دهد و برای آن جایگاهی خاص قائل شود که فراسوی امکانات عادی وجود دارد. به همین جهت از نظر بل، اثر هنری، چیزی ورای زمان و مکان است و نمی توان آن را به دوره خاصی از تاریخ محدود کرد.
راهکاری که بل برای ادراک فرم معنادار ارائه می کند، جالب توجه است: وی پیشنهاد می کند برای فهم فرم معنادار کافی است بازنمودهای تصویری را کنار بگذاریم، آن وقت است که می توانیم هنر را به معنای واقعی کلمه، تجربه کنیم و از حس زیبایی شناسانه حاصل از ان لذت بریم. دلیل وی برای اهمیت دادن به هنر پست امپرسیونیسم و مدرن در روزگار خود، همین قابلیت کنار گذاشتن عنصر بازنمودی در آن ها است؛ در آثار هنرمندانی چون سزان، پیکاسو و ماتیس، فرم است که سبب ادراک زیبایی شناسنه می شود و نه موضوع. هنرمند در چنین بینشی، با حذف آگاهانه تجربه زیسته از ذهن مخاطب، توانایی آن را می یابد تا واقعیتِ شیء را که به صورت امری مکنون در پشت ظاهر آن پنهان شده عیان سازد؛ واقعیتی که کمتر در هنر بازنمودی قابل بیان و ظهور است.
اما هنرمند چگونه این واقعیت را در پشت ظاهر اشیاء می بیند؟ به عقیده بل، هنر به طور کلی مقوله ای شهودگراست و هنرمند به دلیل قابلیت های ویژه ذاتی خود، می تواند این واقعیت را در پس اشیاء کشف کند. به همین جهت ادراک فرم معنادار امری است که نیازمند روحی حساس و نکته سنج است. هنر دارای ارزشی همسنگ ارزش های اخلاقی است، چرا که بهترین وسیله برای رسیدن به بالاترین هوشیاری یا همان تأمل زیبایی شناسانه است.
هرچند بل، با نظریه تقلید و بازنمایی مخالف است، اما منکر ارزش های زیبایی سناسانه برخی آثار هنری که به بازنمایی امری واقع پرداخته اند نیست. به عبارت دیگر بل می گوید آثار هنری مانند تابلوی ناظمان نوانخانه اثر فرانس هالس، هرچند امری واقع را بازنمایی می کنند، اما تنها به دلیل این بازنمایی نیست که دارای ارزش هنری هستند. آن چیزی که به این قبیل آثار ارزش می بخشد، وجود فرم معنادار در آنهاست که به واسطه نبوغ هنرمند و از طریق ادراک حساس وی از موقعیت، در تابلو نقش بسته است.

برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 5:28

این مجموعه 42 اثر از این هنرمند را به نمایش گذاشته که برای بازدید از آن میتوانید تا 31 اردیبهشت به این مجموعه مراجعه کنید.
گالری شیرین
در این گالری از جمعه 24 اردیبهشت نمایشگاهی از آثار مسعود اخوان جم به نمایش گذاشته می شود.
آثار این هنرمند در قالب مجسمه و با عنوان «مسیر زندگی» تا 12 خرداد قابل بازدید هستند.
میان رویا و خاطره
این عنوان نمایشگاهی است که در گالری شیرین دو از جمعه برگزار می شود.
در این نمایشگاه آثاری از محمود سبزی به نمایش گذاشته شده که برای بازدید از آن می توانید تا 12 خرداد به این مجموعه مراجعه کنید.
محمدباقر اشرفیان هنرمندی است که با آثار خود به گالری کبیری می آید.
گفت: من سَیّاحم، پیوسته گِردجهان گردم و عجایبها بینم. گفتم از عجایبها در جهان چه دیدی؟ گفت: هفت چیز:
اوّل کوه قاف که ولایت ماست، دوم گوهر شب افروز، سیّم درخت طوبی، چهارم دوازده
کارگاه، پنجم زره داوودی، ششم تیغ بلارک، هفتم چشمه زندگانی......
از رساله عقل سرخ «شیخ شهاب الدین سهروردی شیخ اشراق»
برای بازدید از این نمایشگاه می توانید تا 29 اردیبهشت به این گالری سر بزنید.
علاوه بر این، نگارخانه کمال الدین بهزاد دو هم میزبان نقاشی های عزیزه خدادادی با عنوان نمایشگاه نقاشی های کوچک می شود.
این نگارخانه نمایشگاهی از هنرمند برجسته کشورمان محمدحسین عماد را برگزار می کند.
در این نمایشگاه که از 24 اردیبهشت تا 21 خرداد برقرار است آثاری در قالب حجم به نمایش گذاشته می شود.
گالری شلمان
«حوا در همین چندقدمی است» عنوان نمایشگاهی است که در گالری شلمان برگزار می شود.
عکس قالب آثار پونه فرح وند است که تا 29 اردیبشهت در این مجموعه قابل بازدیدند.
گالری آتبین
این نگارخانه نمایشگاهی از آثار علی ندایی را برپا می کند.
نقاشی های این هنرمند با عنوان «از لابه لای اسطوره» از 24 اردیبهشت تا 4 خرداد برقرار و پذیرای بازدیدکنندگان است.
تاریخ در قاب
در خصوص این نمایشگاه نوشته شده:
به نقل از محمدحسن گلچینپور مدیر گالری مسنگار، این مرکز فرهنگی در راستای آرمان و تعهد خود برای پایندگی و ماندگارسازی هنرهای سنتی و صناعی، در این نمایشگاه به مروری بر سبکهای مختلف قلمزنی ایران میپردازد که این آثار گرچه هر کدام شکوه و شمایل یگانهای دارند، ولی یک روح و هویت همگون در نهادشان هست؛ همهی آثار تکهای از فرهنگ و تاریخ هنر را در قاب خود دارند. گلچینپور در گفتگویی به منظور تشریح محتوای این نمایشگاه، ضمن اشاره به یک دغدغه جدی در مورد معرفی هنرمندان جوان این رشته هنرهای سنتی ایران اظهار کرد:
هنرمندان این نمایشگاه با نبوغ و ظرافتشان، طرحها و سبکهای دیرین را پیش آوردهاند و به لطف شگردهای نوینی چون برجستهسازی سهبعدی و با اجراهای بیکاستشان، آثار نفیس و چشمنوازی خلق کردهاند وما در گالری مسنگار با تمام توان تلاش میکنیم با معرفی این گونه هنرمندان و آثارشان به علاقمندان و هنردوستان، سهمی در تشویق و حمایت این عزیزان و پرورش نسل تازهای از هنرمندان هنرهای سنتی داشته باشیم.
نمایشگاه گروهی «تاریخ در قاب» در روز جمعه، بیست و چهارم اردیبهشت ماه، از ساعت ۱۶:۳۰ افتتاح شده و به مدت هفت روز در گالری مسنگار برقرار است.
گالری هایی چون لاله، ماه، آتشزاد، شکوه، اعتماد و مجموعه های دیگر نیز در این هفته نمایشگاه های تازه ای را برقرار می کنند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 24 ارديبهشت 1395 ساعت: 21:13
پا در نمایشگاه که می گذاری تصاویری سیاه و سفید روی دیوارها خودنمایی می کند که به شکلی نزدیک به نقاشی های بدوی طراحی شده اند و از سوی دیگر به شدت از نظر روایی به نقاشی ایرانی شبیه است. روحی حاکم بر این آثار است که گویی می خواهد مخاطب را هر طور که شده به ورطه خیال ببرد، گاه تصاویر وهم گونه است، مرز زمان و مکان را شکسته و حتی قواعد علت و معلولی را.
«افسانههای ایرانی» عنوان نمایشگاهی از آثار قباد شیوا است که تا ۲۸ اردیبهشت ماه در گالری «هنر امروز» برپا است. این تصویرگریها در واقع متعلق به کتاب هایی است که ماجرای انتشار خود داستانهایش هم شنیدنی است. این کتاب ها حاوی قصه ها و افسانه هایی است که مستقیم و بی واسطه از دل مردم دشت و بیابان ها جمع آوری شده است. کارهای قباد شیوا همگی با تکنیک چاپ سیلک و روی کاغذ منتشر شدهاند. چند تا از این داستانها را که بخوانید متوجه می شوید اصلا به تصویر کشیدن این افسانه ها کار ساده ای نیست اما قباد شیوا هنرمند با تجربه ای است. او گرافیست، نقاش و تصویرگری است در ابعاد جهانی.
در بخش اول گفتگو با قباد شیوا درباره آثارش در این نمایشگاه و جایگاه تصویرگری ایران در دنیا به گفتگو نشستیم.
*شخصا این سری کارهایتان را بسیار دوست دارم چون بسیار پریمیتیو است. چه شد این آثار را سیاه و سفید و با این تکنیک کار کردید؟
- تصویرگری همیشه بر اساس یک متنی شکل می گیرد و درباره این آثار هم ماجرا از این قرار بود که یک سری قصه به من دادند که بر اساس آن تصویرهایی خلق کنم. اگر آن افسانه ها نبودند این آثار هم خلق نمی شدند.
باید با متن یک ارتباط حسی پیدا کنید و بعد اثری خلق شود که وقتی مردم آن تصاویر را می بینند تشیق شوند که قصه ها را بخوانند. البته این قصه ها داستان جالبی داشت؛ یک آقایی به اسم سیدکاظم اشکوری به روستاها رفته و پای صحبت پیرمردها و پیرزن ها نشسته و قصه هایی که آنها به ذهنشان آمده و تعریف کرده بودند جمع آوری و برای انتشار آماده کرده بود. در همین راستا ناشر از من خواست برای چند تا از آن قصهها تصویر بسازم و چون چاپ کتاب یک رنگ بود من هم در کارهایم رنگ به کار نبردم. شاید اگر ناشر می گفت کتاب رنگی منتشر می شود من هم رنگ هایی در کارها به کار می بردم.

*اما سیاه و سفید بودن باعث شده تصاویر با فضای بدوی قصه ها و افسانه ها یکرنگی داشته باشد.
- در هر صورت بله این اتفاق هم افتاده است. اگر من قرار بود برای آثار فردوسی کاری کنم، کلاسیک کار می کردم. ولی همانطور که گفتید این افسانه ها بسیار اولیه است پس باید کارهای من هم ساده بود تا می توانستم همانگونه که این افسانه ها زمان و مکان را به هم پیوند می زنند و زمین و زمان را به هم می چسبانند من هم همان کار را بکنم.
*چه شد تصمیم گرفتید برای این کارها در این زمان نمایشگاه مستقل بگذارید؟
- من تصمیم نگرفتم بلکه خانم و آقایی که گالری «هنر امروز» را راه انداختند و در واقع این خانه را تبدیل به گالری کردند از من خواستند بروم و گالریشان را ببینم و نمایشگاهی بگذارم. من وقتی این مکان را دیدم، گفتم اینجا گالری نیست بلکه یک خانه است که شما گالری کردهاید و من نمی توانم پوسترهایم را اینجا به نمایش بگذارم چون پوستر حداقل باید از فاصله ۱۰ متری دیده شود. وقتی اصرار کردند، گفتم من یک سری کار تصویرسازی دارم که می توانید آنها را نمایش بدهید.

*صحبت به گالری ها رسید. ما در تهران گالری های حرفه ای که بسیار هم استاندار هستند داریم، اما خیلی از گالری ها که شاید بازدید خوبی هم دارند خانه هایی هستند که تبدیل به گالری شده اند. شما این را آفت می دانید؟
- نه آفت نیست، منتهی باید آنجایی که مجوز گالری می دهد به معماری گالری ها توجه کند تا محاطبی که برای دیدن کارها به این مکان ها می آید حس کند وارد گالری شده است. ما همین الان در حال جا به جایی دفترمان هستیم که آموزشگاهمان هم است. برای جای جدید از یک جایی آمدند ایمنی و ... را تایید کردند. برای گالری هم باید استانداردهایی را تایید کنند. مثلا برای هر مساحتی نباید مجوز گالری داد، اما گویا الان استانداردها رعایت نمی شود. این جاها مناسب نمایش آثار کوچک است.
البته این را هم بگویم که زیاد شدن گالری ها به اقتصاد هنر کمک می کند. به هر حال مردم مگر چند درصدشان به موزه هنرهای معاصر می روند؟ اما اگر سر کوچه شان یک گالری باشد کم کم فرهنگ رفتن به گالری و خرید آثار را یاد می گیرد و اینگونه کشش به هنر در جامعه پیدا می شود.
*حرف به اقتصاد هنر رسید. به عنوان هنرمند در حال حاضر اقتصاد هنر در کشورمان را در چه وضعیتی می بینید؟
- به نظرم هنرهای تجسمی از نظر اقتصادی نسبت به چند سال پیش حرکت رو به جلو کرده ولی به ایده آل نرسیده است. الان فقط برای کارهای یک عده ای تبلیغ می شود و همین ها به حراجهای کریستیز و دوبی می روند که البته بیشترین استفاده را هم واسطه های خرید می برند تا هنرمند. اما در این چند سال مردم متوجه شده اند که خرید اثر هنری سرمایه است و هزینه نیست. یعنی اگر اثر هنری را بخرند و دو سال دیگر به پولش نیاز داشته باشند می توانند آن را بفروشند.

*موضوع این است که روی این موردی که شما می فرمایید این سالها تبلیغ زیادی هم شده اما این موضوع قائل به خرید آثار هنرمندان پیشکسوت یا کسانی است که در مارکت هنر قیمتشان تثبیت شده است و برای هنرمند جوانی که ممکن است فردا اصلا نقاشی را کنار بگذارد این موضوع صدق نمی کند و به نظر در این موارد باید روی این موضوع تبلیغ کرد که خرید اثر هنری به هر حال یک ارزش است. قدرت خرید مردم عادی هم بیشتر به خرید آثار همین جوانترها می رسد.
- در تمام دنیا این قضیه صدق می کند. این بازی را البته همان واسطه های خرید و فروش آثار هنری راه می اندازند. من می گویم هر کسی یک اثر هنری را می خرد لابد از آن خوشش آمده و میخواهد آن را در خانه اش بگذارد؛ حالا چه اثر یک جوان باشد چه پیشکسوت. البته خرید اثر جوانها ریسک اقتصادی دارد، اما این را هم در نظر بگیرید اگر یک نفر امروز کار یک جوان را با قیمت پایین بخرد و فردا کارش بگیرد و ارزش آثارش بالا برود یک خط کج هم کشیده باشد قیمت پیدا می کند.
*برگردیم به بحث تصویرگری. جایگاه امروز تصویرگری ما در دنیا را چطور می بینید؟ به هر حال ما چند سالی است جوایز زیادی در این عرصه در دنیا می بریم.
- اول بگذارید یک چیزی بگویم. تا به حال نشده در ایران یک جایی را حفاری کنند و یک تابلوی نقاشی پیدا کنند. پس ما اصلا تاریخ نقاشی نداریم. فقط از اواخر صفویه که عده ای رفتند فرنگ با چیزی به اسم نقاشی آشنا شدند و آن را آوردند. ما اما چیزی که به عنوان تاریخ نقاشیمان مطرح می شود مینیاتورها هستند در حالیکه مینیاتور در واقع نوعی تصویرسازی است. اینها تصویرسازی هایی برای کتابها بوده است. مثلا بر اساس اشعار حافظ مینیاتورهایی خلق شده است یا ما پرده نقالی را داریم یا نقاشی قهوه خانه ای که همان هم تصویرسازی است چون یا بر اساس روایت عاشورا بوده یا بر اساس داستانهای شاهنامه. این هم می شود تصویرسازی. پس تاریخ تصویرسازی ما بسیار قدیمی تر از نقاشی است. امروزه هم ما تصویرسازان خوبی در دنیای معاصر داریم. مرحوم ممیز را ببینید که در کتاب هفته کارهای عالی دارد یا فرشید مثقالی یا جوانهایی که امروز برای کتاب های کودک کار می کنند.
اما جایگاه فقط به این نیست. تصویرگران ما از نظر تامین معاش دچار مشکل هستند. شما فکر می کنید همین کارهای تصویرسازی برای این کتاب را من دانه ای چقدر انجام دادم؟
*نمی دانم.
- ۲۵ تا تک تومانی. ۱۰ سال پیش. تازه یک چک دادند برای ۸ ماه بعد. تقصیری هم ندارند ناشر ما نه سرمایه زیادی دارد و نه مردم کتاب می خوانند در چنین شرایطی جز چند ناشر دولتی دیگر ناشران حاضر نیستند هزینه زیادی برای کتاب بکنند. اما یک گرافیست مطرح جهانی دو طرح برای جلد تایمز بدهد زندگی اش تامین است چون زیر ۳۰ هزار دلار نمی گیرد. نه بیست و پنج تومان!
ادامه دارد...
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 24 ارديبهشت 1395 ساعت: 9:19
مدیر نگارخانه جم در پیوند با برگزاری این نمایشگاه، گفت:60 قطعه از آثار هنرمند شیرازی با عنوان «در زمستان شهر1393» به مدت یک هفته در نگارخانه جم شیراز به روی دیوار می رود .
شیما سهرابی، عنوان کرد: غلامرضا(مهدی) یزدانی، متولد1360و فارغ التحصیل ادبیات نمایشی بوده و علاوه بر عکاسی حرفه ای، در رشته هایی همچون نویسندگی، تئاتر، و سینما نیز فعالیت داشته است .
وی با بیان اینکه آثار این هنرمند شیرازی از 24 اردیبهشت تا 29اردیبهشت به نمایش گذاشته میشود، ادامه داد: از ویژگی های بارز آثار این مجموعه مهدی یزدانی ، استفاده از «طلا» در بخش هایی از تصاویر است که در نوع خود منحصر به فرد است. به گفته مهدی یزدانی موضوع عکسهای این نمایشگاه پیرامون دغدغه های محیط زیستی است.
مدیر نگارخانه جم، افزود: وی که در حال حاضر به عنوان مدرس عکاسی در دانشگاه و نویسنده در مجله هنر زمان در حال فعالیت است، فعالیت خود را از سال 82 با انجمن سینمای جوانان آغاز کرد و از آن زمان تاکنون، با برپایی نمایشگاه های متعدد در قالب انفرادی و گروهی در تهران و شیراز و خارج از کشور به فعالیت مداوم خود ادامه داده است. از جمله فعالیت های او، نمایشگاه گروهی عکس با کانون عکس فارس1383، نمایشگاه گروهی عکس و اینستالیشن روستای قلات1385، نمایشگاه انفرادی عکس تاتر شیراز 1389، نمایشگاه گروهی عکس به همراه 12عکاس منتخب ایران تهران گالری محسن با همکاری مجله پیکس هند و بنیاد گوته1389، نمایشگاه گروهی عکس با مجله پیکس هند دهلی 2012- ودهلی 2014، نمایشگاه انفرادی عکس گالری محسن تهران 1394و نمایشگاهی گروهی متعدد دیگر است.
سهرابی، یادآور شد: در سال 92 نیز مهدی یزدانی اقدام به آموزش عکاسی با کودکان 3تا6 سال کرد و در پی آن کیوریتوری نمایشگاه عکس کودکان در حافظیه شیراز نمود.
گفتنی است: آیین افتتاحیه نمایشگاه عکس مهدی یزدانی روز جمعه 24 اردیبهشت 1395 ساعت 18 برگزار می شود و این نمایشگاه به مدت یک هفته تا تاریخ 29 اردیبهشت ادامه دارد.
علاقمندان هنر عکاسی میتوانند از آثار این هنرمند جوان در نگارخانه جم واقع در شیراز بلوار شهید آیت الله ربانی(قبل از میدان ابوالکلام) بازدید کنند . ساعات بازدید از این نمایشگاه از شنبه تا چهارشنبه از 17 تا 9 شب است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 24 ارديبهشت 1395 ساعت: 9:19
علیرضا قربانی چند برنامه کنسرت موسیقی پیش روی دارد و قرار است ۱۲، ۱۵، ۱۸ و ۲۱ ماه می و نیز ۱۴ ژوئن روی صحنه برود.
وی به ترتیب در تئاتر پواتیه در فرانسه، در بنیاد کالوسته گولبنکین در لیسبون پرتغال، در فستیوال موسیقی کلنگفوکال دورتموند در آلمان، فستیوال موازین ریتم دوموند در رباط مراکش و فستیوال لنزبرگیاد در لنزبورگ سوییس به صحنه میرود.
در سایت این برنامه در معرفی قربانی آمده است: علیرضا قربانی یکی از بزرگترین آوازخوانان ایرانی است که در سبک ایرانی به خواندن آواز و تصنیف میپردازد و از نادرترین تکنیکهای آوازی ایرانی بهره میگیرد.
او که در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده، خیلی زود با قرآن و نیز کلام موزون آشنا شد. او در ۲۷ سالگی سولیست خواننده اکستر ملی ایران بود و در کشور خود و کشورهای همسایه به اجرای کنسرت پرداخت. به موازات آن، او همکاری با آهنگساز فرهاد فخرالدینی را آغاز کرد. او همچنین آلبومی سه نوازی از آواز کلاسیک فارسی را با جمشید شمیرانی و داریوش طلایی ارایه کرد.
این آلبوم به شدت توسط منتقدان و رسانههای فرانسوی تحسین شد و دو جایزه در سال ۲۰۰۵ دریافت کرد که جایزه افتخاری از آکادمی شارل کرو از جمله آنها بود.
در این معرفی، از علاقه قربانی به برداشت و تفسیر متون شاعران بزرگ فارسی که نوجوانیاش را شکل داده بودند سخن رفته و ادای دین وی به مولانا در آلبوم «حریق خزان» و نیز توجه به اشعار خیام در آثارش اشاره شده است. همچنین آمده است: او آلبوم «جلوه گل» را به آهنگسازی داریوش طلایی منتشر کرد و با اجرای کنسرتی در فرانسه، آن را برای دوستداران خود در خارج از مرزهای کشورش معرفی کرد.
در ادامه این بخش آمده است: او با آلبوم جدیدش با عنوان «سودایی» در سال ۲۰۱۵ ما را در سفری در «گلستان»، به بوستان گل میبرد که محل الهام شاعران بزرگ فارسی مانند حافظ، سعدی و مولانا است و دعوت میکند تا جهان معاصر شاعرانی چون محمدرضا شفیعی کدکنی و فریدون مشیری را کشف کنیم. آهنگسازی این آلبوم توسط سامان صمیمی انجام شده و در فرانسه منتشر شده است.
او پیش از این در فرانسه چندین کنسرت در پاریس و دیگر شهرهای فرانسه برگزار کرده و در دیگر کشورهای اروپا در لیسبون پرتغال، فورد نروژ، مارتینی سوییس، تیرول اتریش روی صحنه رفته است. قربانی در استانبول ترکیه، رباط مراکش و تونس نیز برنامه اجرا کرده است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 24 ارديبهشت 1395 ساعت: 9:19
فرهنگسرای ارسباران ۲۳ اردیبهشت ماه میزبان ارکستر موسیقی نوجوانان به رهبری ارکستر شهرام توکلی خواهد بود.
شهرام توکلی درباره این اجرا گفت: در این کنسرت که همزمان با پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار می شود، با توجه به محدودیت زمانى برنامه ۴ قطعه اجرا می کنیم. ما برنامه را با قطعه مارش ایرانى اثر یوهان اشتراوس آغاز مى كنیم و به دنبال آن دو قطعه والس و خاطره از سوئیت لیریک ساخته علی اکبر قربانی را می نوازیم. در پایان اجرا نیز قطعه «ریتموس سیگانوس» را با رهبری یکی از نوازندگان ارکستر خواهیم نواخت که در بخشی از قطعه، ارکستر به صورت ایستاده و در بخشی دیگر با حرکت روی سن به نوازندگی خواهند پرداخت که با کارکتر ارکستر نوجوانان که بایستی شور و هیجان را به مخاطب القا کند همخوانی دارد.
عضو هیات موسس ارکستر نوجوانان بیان کرد: این قطعات بخشی از رپرتوار اجرایی ارکستر است که قصد داریم در کنسرت تیرماه در تالار رودكى طی دو شب آن را اجرا کنیم و بر این اساس تمرینات فشرده ای در حال انجام است.
این آهنگساز با بیان اینکه ساختار اصلی ارکستر، سمفونیک است، اظهار کرد: ترکیب اصلی ارکستر، سمفونیک بوده اما با توجه به ظرفیت های موجود در ارکستر، می توانیم در مناسبت های زمانی خاص با اضافه شدن نوازندگان سازهای ایرانی، قطعاتی در ژانر موسیقی ملی را هم بنوازیم.
توکلی گفت: ارکستر نوجوانان سال ۱۳۹۳ با حضور ۶ عضو در قالب هیات موسس متشکل از بنده، علی اکبر قربانی، آرمان نوروزی، آرش فلاحى، منصور حقی و پیمان میرآقاسی با هزینه شخصی و بدون هیچ وابستگی به دولت تشکیل شد و تا به امروز هم اجراهای موفقی را برگزار کرده است که امیدواریم همین روند سال های سال ادامه یابد که البته در این بین از حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی نیز در پیشبرد فعالیت هایمان استقبال می کنیم.
آرمان نوروزی دیگر عضو هیات موسس ارکستر نوجوانان درباره جایگاه این ارکستر در شرایط کنونی گفت: با توجه به شرایط نامناسب ارکسترهای دولتی در کشورمان، تصمیم به راه اندازی این ارکستر با حضور نوجوانانی کردیم که بتوانیم نسل جدیدی از نوازندگان را تربیت کنیم.
وی در پایان یادآور شد: تجربه راه اندازی چنین ارکسترهایی در دنیا بسیار موفق بوده چرا که با انرژی خوب نوجوانان اجراهای با کیفیتی ارایه شده و موج مثبتی در روند جریانات موسیقی راه افتاده است. ما نیز به امید اینکه نسل جدیدی را در این زمینه پرورش دهیم جریان جدیدی را از نظر شیوه مدیریت ارکستر به صورت مشارکتی و بدون هیچ وابستگی مالی به بخش دولتی در نظر گرفتیم تا در آینده بتوانیم به شکل فیلارمونیک آن را حمایت و پشتیبانی کنیم. به هر ترتیب جای خالی چنین ارکستری در کشورمان احساس می شد به همین دلیل بدون در نظر گرفتن منفعت مالی از نظر بخش اجرایی آن را راه اندازی کردیم که امیدواریم در آینده نیز بتوانیم با پرورش این نوازندگان نوجوان و هدایتشان به مقاطع بالاتر نوازندگی به ارکستر جوانان برسیم .
ارکستر نوجوانان به رهبری شهرام توکلی ۲۳ اردیبهشت ساعت ۱۸ در فرهنگسرای ارسباران روی صحنه می رود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:11
تازه ترین کنسرت گروه موسیقی «لیان» بوشهر به سرپرستی محسن شریفیان سه شنبه شب ۲۱ اردیبهشت ماه در حالی میزبان علاقه مندان به موسیقی جنوب بود که خالد ابراهیم اماره رییس دفتر حفاظت منافع سفارت مصر به عنوان مهمان ویژه در این برنامه حضور داشت.
محسن شریفیان نیز با معرفی خالد اماره در سالن و خوشامدگویی به او، خطاب به حاضران گفت: برای من خوشحال کننده است که هنر و موسیقی میتواند زمینه ساز گفتمان فرهنگی در جامعه امروزی شود. دعوت ما از حافظ منافع کشور مصر در ایران یک دعوت کاملا فرهنگی بود و به هیچ وجه سفارشی از جایی نگرفته بودیم و امشب بسیار خوشحالم که مورد قبول قرار گرفت.

وی ادامه داد: امروز من به عنوان یک ایرانی و یک بوشهری میخواهم با دوستان مصریای دست دوستی بدهم تا دنیا بفهمد کشور من، با تاریخ و ادبیاتی کهن و مردمانی فرهیخته، کشوری صلح دوست است و با شعار گفتمان فرهنگی با جهان به گفتگو مینشیند و این دست دوستی نمادی از هویت جهانی هر ایرانی میتواند باشد.
اجرای قطعات بندری و پرطرفدار بوشهری در قلب تهران بخشهای مختلف این اجرا را در بر میگرفت و محسن شریفیان در بین اجرای قطعات، از حاضران در سالن برای همراهی بیشتر در همخوانی قطعات کمک میگرفت و پیش از اجرای هر قطعه به مسئولین تالار وحدت تذکر میداد که «بچه های تالاروحدت مراقب سقف سالن باشند که مبادا ریزش کند!»
این کنسرت با استقبال دوستداران لیان دقایقی بیشتر از زمان معمول در تالار وحدت ادامه پیدا کرد.
اجرای حرکات آیینی توسط پیشکسوت آیینهای جنوبی و همچنین اجرای چند حرکت آیینی دیگر توسط کودک خردسال بوشهری از بخش های ویژه این کنسرت بود.

سرپرست گروه لیان بعد از اجرای این بخش از کنسرت به مخاطبان گفت: گروه لیان خود را نسبت به حفظ و اشاعه آیین های بوشهر برای نسل جدید مسئول میداند. متاسفانه رفته رفته برخی آیینها بین ما در آستانه فراموشی است و ما امروز شاهدیم که نسل جدید همه حرکات غربی را به مرور یاد گرفته اما برخی حرکات و آیینهای مذهبی و محلی ایرانی را به مرور فراموش کرده است. ما تصمیم داریم با معرفی چهرههای شناخته شده رقص آیینی در بین خردسالان جنوب، زمینهساز آغاز روندی باشیم که فرهنگ و اصالت ایرانی را بیش از این در بین نسل جدید اشاعه می دهد.

این کنسرت به همت شرکت «کامیاب بهاران» به تهیه کنندگی علی حقشناس و مدیریت اجرایی و طراحی صحنه سیاوش خلبانی روی صحنه رفت.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:11
عصر جمعه ۲۴ اردیبهشت یک چیدمان و چهار مجسمه از محمدحسین عماد در گالری «اثر» رونمایی می شود که چه از منظر فرم زیبایی شناسی و چه معنا، لحظه هایی متفاوت برای دیدارکنندگان از این نمایشگاه به همراه خواهد داشت.
«پذیرش» عنوان این نمایشگاه است که پانزدهمین نمایشگاه انفرادی عماد در آستانه ششمین دهه زندگی اش محسوب می شود. او استاد دانشگاه هنر و برگزیده چهارمین دوسالانه مجسمه سازی تهران است که هم اکنون پنج مجسمه ساخته او در تهران، اراک و بوشهر نصب است.
گالری اثر در توصیف این نمایشگاه نوشته است: «محمد حسین عماد پیوسته سعی دارد تا به درون ماده نفوذ کند، آن را از حجم تو پر خود رها ساخته به داخل آن رسوخ کرده، فضا و حتی اتمسفر را به اندرون فرم وارد سازد. با این تمهید مخاطب نه فقط با شکل بیرونی حجم درگیر و دم ساز است بلکه به درون آن وارد شده و فضا را حتی در خلا جستجو و تجربه می کند.»
نمایشگاه «پذیرش» ساعت چهار بعد از ظهر جمعه پیش رو در گالری اثر به نشانی خیابان ایرانشهر، خیابان برفروشان، روبروی خانه هنرمندان، شماره۱۶ گشایش مییابد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:11